دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٠ - ٢ - ٨ حمدانيان(٢٩٣ - ٣٩٢ ق)
٢. حكومتهاى محلّى، سبب تجزيه خلافت عبّاسى شده بودند. در اين دوره، نزديك به ده دولت محلّى در مناطق ايران، شام و افريقا تشكيل شد كه گاه از سرداران منصوب خلافت عبّاسى بودند؛ ولى ادّعاى استقلال داشتند و ولايت عبّاسيان را نمىپذيرفتند.
برخى از آنان همانند سامانيان و طاهريان، اگر چه خود را فرمانبردار حكومت مركزى قلمداد مىكردند، ولى در امور ادارى، سياسى و فرهنگى، مستقل عمل مىنمودند.
٣. عملكرد شيعيان و يا افراد متمايل به امامان شيعه در اين دوره كاملًا متمايز از دورههاىپيشين است. برخى از حكومتهاى مستقلّ پديد آمده در نقاط مختلف اسلامى، از گروه شيعيان بودند. علويان در طبرستان، فاطميان در افريقا و مصر، و حمدانيان در موصل و حلب، از اين جمله هستند. ظاهراً در اين دوره است كه شيعيان از لاك عزلت خارج شده، به عنوان مدّعى حكومت، عرض اندام مىكنند.
اين وضعيت در دوره آل بويه (٣٢٤- ٤٤٧ ق) به اوج خود مىرسد و آنان موفّق مىشوند با كنار نهادن وزيران ترك، قدرت مركزى در خلافت عبّاسى را به چنگ آورند.
٤. ضعف حكومت مركزى و خلفاى عبّاسى، از منظر ديگر هم مورد توجّه است.
امامان شيعه، شايستگى بالقوّه براى رهبرى و معارضه با حكومت را دارا بودند و انسانهايى ناشناخته و يا منزوى در جامعه اسلامى شمرده نمىشدند، چنان كه مأمون در مواجهه با هسته مركزى خاندان عبّاسى، از وجاهت مردمى امام رضا عليه السلام استفاده كرد و سيطره خود را بر قدرت و نظام سياسى عبّاسى تثبيت كرد.
علّت اصلى سختگيرى و فشار بر اهل بيت عليهم السلام نيز همين وجاهت مردمى بود.
بويژه در دورهاى كه قدرت سياسى حكومت، از خليفه به وزيران غير عرب، منتقل مىشد، اين سختگيرىها شدّت مىگرفت چنان كه در دوره برمكيان و نيز تركان،