دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٣ - ٣ امامان و خلافت عباسى
مواجه گرديد. به دستور متوكّل، امام عليه السلام و همراهانش را در روز اوّل در خان الصعاليك- كه محلّى براى افراد فقير و نادار بود-، جاى دادند و سپس به خانهاى مسكونى كه در نظر گرفته شده بود، منتقل نمودند.[١]
امام هادى عليه السلام تا پايان عمر در اين شهر زندگى نمود و به گفته تاريخنويسان، متوكّل شرايطى سخت را براى امام مهيّا كرده بود تا شخصيت ايشان را نزد مردم متزلزل سازد. از جمله او تلاش مىكرد با طرح سؤالاتى در باره خلفاى صدر اسلام و نيز عبّاس عموى پيامبر صلى الله عليه و آله (با توجّه به آگاهىاش از ديدگاههاى شيعيان در اين خصوص) آن امام را در تنگنا قرار دهد؛ ولى هر بار، امام عليه السلام خود را با دادن پاسخهاى مجمل و ايهامدار، از گرفتار شدن در دام وى مىرهانيد.[٢]
از كارهاى ديگر متوكّل در آزار رساندن به امام هادى عليه السلام، اين بود كه بر اساس گزارشهايى مبنى بر وجود ادوات جنگى و اموال و نامههاى شيعيان در خانه امام هادى عليه السلام، دستور داد سربازان، غافلگيرانه به آن جا رفته، خانه را بازرسى كنند.
مأموران كه اين بار نيز چيزى به دست نياوردند، امام عليه السلام را كه در حال تلاوت قرآن بود، با خود به نزد متوكّل بردند. متوكّل براى توهين بيشتر به امام، ايشان را به شرابنوشى دعوت كرد و چون با امتناع امام عليه السلام مواجه شد، از ايشان خواست تا شعرى بخواند. امام نيز با خواندن اشعارى در باره كيفيت مرگ جبّاران و گردنكشان و اين كه جاه و مقام و خدم و حشم و قدرت و اقتدارشان نمىتواند آنان را از چنگال مرگ، رهايى دهد و از عاقبتِ سخت نجاتشان دهد، مجلس بزم متوكّل را بر هم زد.[٣]
همچنين متوكّل تلاش مىكرد امام عليه السلام را به كارهايى وا دارد كه خلاف ميل و شأن
[١]. الإرشاد: ج ٢ ص ٣١١.
[٢]. ر. ك: إعلام الورى: ج ٢ ص ١٢٥ و مروج الذهب: ج ٤ ص ٩٣.
[٣]. مروج الذهب: ج ٤ ص ٩٣.