دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣ - ٦/ ١ ويژگىهاى پيامبرانه
يوسفم»»[١].[٢]
٤٨٣. كمال الدين- به نقل از سدير-: شنيدم كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «صاحب اين امر، شباهتى با يوسف عليه السلام دارد».
گفتم: گويى زنده بودنش يا غايب شدنش را مىگويى!
به من فرمود: «از اين امّت افراد به سان خوك، چه چيزى از اين امر را منكرند؟ برادران يوسف، فرزندان و نوادگان پيامبران بودند؛ امّا يوسف را كالاى تجارى كردند و او را در معرض فروش گذاشتند و فروختند، در حالى كه با هم برادر بودند و او را نشناختند، تا آن كه يوسف خود گفت: «من يوسفم و اين برادرم است».
پس چگونه برخى از ملعونان اين امّت، منكر مىشوند كه خداى عز و جل در وقتى از اوقات با حجّتش چنان مىكند كه با يوسف كرد!؟ فرمانروايى مصر با يوسف بود و ميان او و پدرش تنها هجده روز راه بود و اگر مىخواست پدرش را آگاه كند، مىتوانست و يعقوب عليه السلام و فرزندانش هنگامى كه مژده زنده بودن يوسف را شنيدند، از محلّشان تا مصر، نُه روز راه رفتند [؛ امّا با اين فاصله كم، يوسف جاى خود را به دليل مصالح و حكمت الهى به آنها اطّلاع نداد]. پس چگونه اين امّت، انكار مىكند كه خداى عز و جل نيز در باره حجّتش چنين كند؟! اين كه در بازارهايشان راه برود و بر بساطشان گام نهد تا آن كه خداوند، اجازه معرّفى خود را به او بدهد، همان گونه كه به يوسف اجازه داد، هنگامى كه به برادرانش گفت: «آيا دانستيد هنگامى كه نادان بوديد، با يوسف و برادرش چه كرديد؟! گفتند: آيا تو، خود يوسف هستى؟ گفت: من يوسفم و اين، برادرم است»».[٣]
٤٨٤. الغيبة، طوسى- به نقل از سدير صيرفى-: من و مفضّل بن عمر و داوود بن كثير رقّى و ابو بصير و ابان بن تغلب بر مولايمان امام صادق عليه السلام وارد شديم و ديديم كه بر خاك نشسته و
[١]. اشاره به آيه ٩٠ از سوره يوسف است.
[٢]. الكافى: ج ١ ص ٣٣٦ ح ٤( با سند معتبر)، دلائل الإمامة: ص ٥٣١ ح ٥١٠.
[٣]. كمال الدين: ص ١٤٤ ح ١١ و ص ٣٤١ ح ٢١، علل الشرائع: ص ٢٤٤ ح ٣( همه منابع با سند معتبر)، الغيبة، نعمانى: ص ١٦٣ ح ٤، أعلام الورى: ج ٢ ص ٢٣٦، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ١٤٢ ح ١.