دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٤ - ١ - ٥ محمد بن متوكل ملقب به«المعتز بالله»(٢٥٢ - ٢٥٥ ق)
همكارانش در قتل پدرش و با خوراندن زهر، از ميان برداشته شد.[١] مناسبات خوب او با علويان و شيعيان و تمايل به اهل بيت عليهم السلام سبب شد كه اوضاع شيعيان، سامان يابد. او به علويان امان داد.[٢] گفته شده است كه وى به سبب اهانت متوكّل به اهل بيت عليهم السلام، قتل او را سازماندهى كرد.[٣]
١- ٤. احمد بن محمّد بن معتصم ملقّب به «المستعين باللَّه» (٢٤٨- ٢٥٢ ق)
پس از كشته شدن منتصر، دورهاى تقريباً ده ساله، قدرت دربار عبّاسى در دست فرماندهان ترك مانند بغاى كبير، و صيف و ديگران بود و آنان در اداره امور، به خواست خود، عمل مىكردند و حتّى عزل و نصب خلفاى عبّاسى نيز به دست آنان اجرا مىشد. آنان كسى را كه از او راضى بودند، بر مىكشيدند و كسى را كه از او ناخشنود بودند، فرو مىگرفتند. به اين ترتيب، آنان به جاى منتصر، مستعين نوه معتصم را به حكومت گماشتند؛ امّا او نيز به زودى به سبب تلاش براى از ميان بردن تركان، توسّط آنان از خلافت بركنار و پس از تبعيد به بصره، كشته شد.[٤] در اين دوره تجزيه قلمرو عبّاسيان شدّت گرفت و مصر و خراسان و سيستان از دست آنان خارج شد و اميران محلّى بر آن مناطق سلطه يافتند.
١- ٥. محمّد بن متوكّل ملقّب به «المعتز باللَّه» (٢٥٢- ٢٥٥ ق)
با روى كار آمدن معتز- كه با بيعت تركان اتّفاق افتاد-، اوضاع خلافت بهتر نشد. تركانِ دربارى كه در پى يافتن ثروت بيشتر بودند، او را كه در زمان پدرش متوكّل، خزانهدار كشور بود، تحت فشار قرار دادند تا اموالى را به آنان بدهد و چون امتناع مىكرد، و او را به كنارهگيرى از خلافت وادار كردند و تحت
[١]. تاريخ الطبرى: ج ٩ ص ٢٥١.
[٢]. مقاتل الطالبيّين: ص ٥٠٤.
[٣]. الأمالى، طوسى: ص ٣٢٨، بحار الأنوار: ج ٥٠ ص ٢٠٩.
[٤]. تاريخ اليعقوبى: ج ٢ ص ٤٩٤.