دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٥ - دو بررسى محتواى گزارش
الحزين نگاشته ابن فتّال نيشابورى باشد.[١]
٢. كتاب تاريخ قم به زبان عربى بوده و نويسندهاش حسن بن محمّد بن حسن قمّى معاصر شيخ صدوق است. متن اصلى اين كتاب موجود نيست.
٣. تاريخ قم در سال ٨٦٥ ق توسط حسن بن على بن حسن عبد الملك قمّى به فارسى ترجمه شده كه اينك موجود است؛ ولكن تنها چند فصل آن به جاى مانده است و داستان جمكران در متن حاضر، موجود نيست. البته به سبب نقص كتاب، نمىتوان ادّعاى عدم وجود داستان جمكران در كلّ كتاب را مطرح كرد.
٤. دستخطهاى سيّد نعمت اللَّه جزايرى از تاريخ قم كه محدّث نورى از آن نقل كرده، مفقود است و اين داستان در آثار فراوان حديثى سيّد نعمت اللَّه جزايرى كه اينك در دسترس است، وجود ندارد.
٥. كتاب خلاصة البلدان سيّد محمّد رضوى نيز مفقود است و معلوم نيست وى به چه سندى اين داستان را از كتاب مونس الحزين نقل كرده است.
دو. بررسى محتواى گزارش
١. در اين گزارش، سال وقوع داستان، ٣٩٣ ق ذكر شده است و داستان از كتاب شيخ صدوق كه در سال ٣٨١ ق فوت كرده منقول است؛ يعنى وقوع داستان، دوازده سال پس از فوت نويسنده كتاب مونس الحزين است.[٢]
٢. نكته مبهم داستان اين است كه روشن نيست اين ماجرا در رؤيا و خواب اتفاق
[١]. گفتنى است ابن فتّال نيشابورى( م ٥٠٨ ق)( صاحب روضة الواعظين) كتابى به نام مونس الحزين داشته( كه البته اكنون مفقود است) و احتمال دارد نام ايشان با ابن بابويه صدوق اشتباه شده باشد و در حقيقت، ابن فتّال منبع اصلى باشد. در اين صورت، بسيارى اشكالات از جمله اشكال بالا و اشكال شماره ١ و ٣ در بحث محتواى روايت، از ميان مىرود.
[٢]. برخى از محقّقان، از جمله آية اللَّه شبيرى زنجانى، به اين ايراد پاسخ داده و گفتهاند كه شايد در اين نقل، تسعين با سبعين، اشتباه شده است؛ يعنى نقل كتاب تاريخ قم ٣٧٣ قمرى بوده است كه شش سال قبل از فوت شيخ صدوق مىشود( ماهنامه پاسدار اسلام: ش ٣٨٥- ٣٨٦ ص ٢٠).