دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٥ - وفات
ايمان آورد و با دستش عدد شصت و سه را نشان داد؟
ابو القاسم پاسخ داد: مقصودش، «إله أحد جواد» است و تفسير آن، اين است كه [مطابق حساب جُمَّل،] الف، برابر يك، لام، برابر سى، هاء، برابر پنج، الف، برابر يك، حاء برابر هشت، دال، برابر چهار، جيم برابر سه، واو، برابر شش، الف، برابر يك، و دال، برابر چهار است و مجموع، شصت و سه مىشود.[١]
٦٤٢. الخرائج و الجرائح: پس از وفات امام عسكرى عليه السلام، اموال را به بغداد و نزد نايبان منصوب در آن جا مىبردند و از نزد ايشان توقيعهايى بيرون مىآمد. نخستين اين نايبان، وكيل امام عسكرى عليه السلام، شيخ عثمان بن سعيد عَمرى بود و پس از او، فرزندش ابو جعفر محمّد بن عثمان، سپس ابو القاسم حسين بن روح و در پايان، شيخ ابو الحسن على بن محمّد سَمُرى كه پس از او غيبت كبرا آغاز شد. هر يك از اين چهار تن، از طريق خبر دادن قائم عليه السلام به ايشان، مقدار مالى را كه بايد تحويل مىشد، به اجمال و تفصيل مىدانستند و صاحبان آنها را نام مىبردند.[٢]
٦٤٣. الغيبة، طوسى- با سندش به نقل از ابو عبد اللَّه حسين بن على بن حسين بن موسى بن بابويه-: گروهى از همشهريان ما كه در بغداد سكونت داشتند، در همان سالى كه قرمطيان[٣] بر حاجيان هجوم بردند- كه همان سال فرو ريختن ستارگان است-[٤] برايم نقل كردند كه پدرم به شيخ ابو القاسم حسين بن روح، نامه نوشت و اجازه رفتن به حج خواست. پاسخ آمد: «امسال مرو». او درخواستش را تكرار كرد و گفت: نذر واجب دارم.
[١]. كمال الدين: ص ٥١٩ ح ٤٨، معانى الأخبار: ص ٢٨٦ ح ٢، بحار الأنوار: ج ٥٣ ص ١٩١ ح ٢٠.
[٢]. الخرائج و الجرائح: ج ٣ ص ١١٠٨ ح ٢٥.
[٣]. قرمطيان، گروهى هستند كه ظاهراً معتقد به امامت محمّد بن اسماعيل بن امام صادق عليه السلام، و در واقع، معتقد بهالحاد و باطل بودن شريعتاند؛ چون بيشتر حرامها را حلال مىدانند و نماز را اطاعت از امام و زكات را خمس دادن به امام و روزه را پنهان كردن اسرار، و زنا را بر ملا كردن اسرار، تأويل مىكنند. وجه نامگذارى اين گروه به قرمطيان، اين است كه در آغاز كار اين گروه، يكى از رهبران آنها با خطّ مقرمط( كلمات را تنگ و باريك و ريز و در كنار هم نوشتن) مىنوشت. بنا بر اين، او را به« قرمطى» كه جمعش قرامطه است، نسبت دادند.
[٤]. در سال ٣٢٩ هجرى، برخى از بزرگترين ستارگان علم و فضيلت، از دنيا رفتند، مانند: على بن محمّد سمرى( آخرين نايب خاصّ امام زمان)، شيخ كلينى( محدّث بزرگ و مؤلّف الكافى) و ابن بابويه( فقيه و بزرگ قميان در عصر خود و پدر شيخ صدوق). از اين رو به اين نام، ناميده شد.