دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٤ - ٣ امامان و خلافت عباسى
ايشان بود. او از امام عليه السلام مىخواست مانند ديگر درباريان با پوشيدن لباسهاى فاخر، در ركاب متوكّل پياده راه برود[١] و يا اصرار داشت كه ايشان در مجالس بزم او حضور داشته باشد.[٢]
اين گونه كارهاى متوكّل در جهت كاستن از شخصيت والاى امام عليه السلام و محبوبيت روزافزون ايشان بود و چون در اين كار موفّق نشد، تصميم به قتل امام گرفت و به اين منظور، ايشان را به زندان افكند. او امام عليه السلام را به حاجب دربار خود به نام سعيد سپرد تا نقشه خود را عملى سازد؛ ولى پيش از آن، خودش به دست پسر و سردارانش به قتل رسيد.[٣]
در حكومت منتصر كه به جاى پدرش نشست، فشار حكومت بر خاندان علوى و از جمله امام هادى عليه السلام كاهش يافت و امام عليه السلام با گرفتارى كمترى از جانب حكومت مواجه بود، اگر چه در بلاد مختلف، فشار دولتمردان بر شيعيان همچنان ادامه داشت.[٤] باقىمانده عمر امام هادى عليه السلام در زمان مستعين و معتز گذشت و در نهايت، ايشان پس از هفت سال، پس از مرگ متوكّل و در زمان حكومت معتز و با توطئه درباريان به شهادت رسيد.[٥]
سالهاى امامت امام عسكرى عليه السلام (٢٥٤- ٢٦٠ ق) كه در ميان امامان كوتاهترين دوره يعنى شش سال بود، با حكومت سه تن از عبّاسيان، معاصر گرديد: معتز (٢٥٢- ٢٥٥ ق)، مهتدى (٢٥٥- ٢٥٦ ق) و معتمد (٢٥٦- ٢٧٩ ق) كه تمام اين سالها و تقريباً همه عمر امام در سامرّا سپرى شد. ايشان در سنّ يك سالگى به همراه پدرش به اين شهر انتقال داده شد و احتمالًا تا زمان شهادت از اين شهر بيرون نرفت و از
[١]. در مهج الدعوات( ص ٣١٨) آمده است:« به همه دستور داد كه لباس فاخر بپوشند».
[٢]. كشف الغمّة: ج ٣ ص ١٧١.
[٣]. كشف الغمّة: ج ٣ ص ١٨٤، المناقب، ابن شهرآشوب: ج ٤ ص ٤٠١.
[٤]. ر. ك: دولت عبّاسيان: ص ٢١٨
[٥]. مروج الذهب: ج ٤ ص ١٦٩، تذكرة الخواصّ: ص ٣٦٢، الفصول المهمّة: ص ٢٧٩.