دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٥ - وفات
آن زمان، وزير بود-، وارد شد و از او در باره مزرعهاش درخواستى كرد. وى پاسخ داد: خاندان تو در اين شهر، فراوان اند و اگر هر چه بخواهند، به آنها بدهيم، زياد مىشود- يا شدنى نيست-.
عقيقى به او گفت: من برآورده شدن خواستهام را از كسى خواهم خواست كه كار به دست او است.
على بن عيسى به وى گفت: او چه كسى است؟
گفت: خداى عز و جل. و خشمگينانه بيرون رفت. او خود مىگويد: در همان حال كه بيرون مىرفتم، مىگفتم: خدا تسليت دهنده هر مصيبت و جبران كننده هر از دست رفتهاى است. در بازگشت، فرستادهاى از سوى حسين بن روح- كه خدا از او خشنود باشد[١] و خشنودش كند- نزدم آمد و شكايتم را به او كردم و او رفت تا به او برساند. سپس آن فرستاده صد درهم كامل و دستمال و كمى حنوط[٢] و كفن برايم آورد و گفت: مولايت سلامت مىرساند و مىفرمايد: هنگامى كه از چيزى انديشناك يا اندوهناك شدى، صورتت را با اين دستمال مسح كن، كه اين، دستمال مولايت است و اين درهمها و حنوط و كفنها را بگير كه حاجتت امشب برآورده مىشود و چون به شهر خودت رسيدى، [مىبينى كه] محمّد بن اسماعيل، ده روز است كه مرده است و تو نيز پس از او خواهى مرد و اين كفن و حنوط تو و اين هم توشهات باشد.
عقيقى مىگويد: آنها را گرفتم و حفظ كردم و فرستاده باز گشت. من كنار چراغدانهاى [پشت] در خانهام بودم كه در زدند. به غلامم، خير، گفتم: اى خير! ببين چه كسى است؟ خير گفت: اين غلام حُمَيد بن محمّد كاتب، پسر عموى وزير، است. آن گاه او را بر من وارد كرد. وى به من گفت: وزير، تو را خواسته است
[١]. لازم به ذكر است كه حسين بن روح در سال ٢٩٨ ق نايب نبوده، بلكه به عنوان دستيار نايب، اين كار را كردهاست.
[٢]. حنوط، عمل مخلوط كردن مواد خوشبو و زدن آن به كفن و بدن مرده را مىگويند.