صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٦ - حفظ پشتوانه مردمى نظام
جانسون گمان مىكنم بود. جانسون [١] بود. او آنجا ايستاده بود و او اينجا ايستاده بود. او اصلًا توى صورت او نگاه نكرد. از شأن خودش، عينكش را برداشته بود، چشمش را از آن طرف دوخته بود، اين هم مثل يك بچّه مكتبى كه مقابل آن معلّمهاى سابق بود نه حالا، معلّمهاى سابق، اين طور ايستاده بود. من خجالت مىكشيدم از اينكه، خوب، ما در مملكتمان يك نفر مقامى كه عالم او را شناختهاند به اينكه او مثلًا شاه ايران است. او در مقابل يك رئيس جمهور آن طور ذليل هست. چرا بايد باشد؟ بارى اينكه مىخواهد از آنجا اجازه حكومت بگيرد و اينجا بچاپد. همان كارى كه خود آن سلاطين سابق هم مىكردند و نخست وزيرهاى آن وقت، و- نمىدانم- فرمانفرماهاى آن وقت مىكردند كه به تيول مىدادند كشور را، حكومتهاى تكه تكه را. همين كار را مىخواهد او بكند كه آنها اجازه غارت بدهند. بيايد هر كارى بكند آنها هم نگذارند كسى صدايش در بيايد.
خوب اگر بخواهيد كه برنگردد اين اوضاع، من چند روز ديگر بيشتر نيستم، امّا مملكت، مملكت شماست، مملكت، مملكت ايران است. اگر ايرانيها از آن صدر تا آن ذيل بخواهند كه اين مملكتشان اين طورى كه حالا پيش خودشان هست، و ان شاء اللَّه اين غائلهها هم ختم مىشود، به خير ختم مىشود- ان شاء اللَّه- اگر بخواهيد مملكتتان مال خودتان باشد و مال خود اين ملت باشد، بايد اين ملت را به همان گرميى كه هست نگه داريد. و تخيّل اينكه ما يا به شرق متمايل باشيم يا به غرب متمايل باشيم، اين در ذهنتان اصلًا ديگر وارد نشود. و نگذاريد در ذهن كسانى ديگرى كه با شما تماس دارند يا ملت وارد بشود. اينها را همين طور منسجم نگه داريد. يك ملت [است كه] اصلًا نظير ندارد اين. اگر زمان محمد رضا يك جنگى واقع مىشد، مثلًا فرض كنيد در اهواز واقع مىشد، در خراسان برايش زنها نان مىپختند؟! دعا مىكردند كه- ان شاء اللَّه- شكست بخورد. حالا وضع اين طورى است. در كجاى دنيا شما سراغ داريد يك همچو مطلبى. يك همچو پشتيبانى مردم از حكومت، از ارتش. سراغ نداريم ما جايى در اين، نظير نداشته
[١] ليندون جانسون، رئيس جمهور پيشين امريكا.