صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٤ - شكسته شدن قدرت امريكا در ايران
شكست داد.
شكسته شدن قدرت امريكا در ايران
پس اين معنا كه اگر ما بر خلاف اين دستگاه يك كلمهاى بگوييم نابود خواهيم شد، معلوم شد نه، مسأله درست نبوده. اينها به واسطه تبليغاتشان ايجاد خوف كرده بودند كه با همين خوف، كارهاى خودشان را انجام مىدادند. بيشتر مردم به واسطه اين خوف كنار [ه] مىگرفتند و بىتفاوت مىشدند و مىترسيدند. آنها هم با اينكه قدرتشان به آن بزرگى نبود كه يك ملت را از بين ببرند، استفاده مىكردند، لكن ملت ايران اين مطلب را شكست در هم و اين رژيم را از بين برد.
نسبت به قدرتهاى بزرگ هم همين طور است قضيه و همين طور بود قضيه كه ارعابش بيشتر از واقعيتش بود. اگر يك مطلبى فرض كنيد در يك دولت كوچكى واقع مىشد بر خلاف ميل شوروى- مثلًا- يا بر خلاف ميل امريكا، كافى بود كه امريكا يا شوروى يك تشر بزنند. با همان يك تشر، مسأله ختم مىشد. يا مثلًا، در آن وقتى كه انگلستان قدرتش زيادتر بود از ديگران، يك كشتى را بياورند در اين آبهاى نزديك ايران، يك كشتى را كه آوردند اينجا، ديگر نه مجلسش مىتوانست حرفى بزند و نه دولتش و هر چه آنها مىخواستند تحميل مىكردند. اين مطلب هم در ايران شكسته شد، اين معنا كه يكى برود در سفارت امريكا و يك تعرّضى بكند به سفارت امريكا، در سابق و در زمان رژيم سابق، جزء تخيلات و شعرها به نظر مىآمد. چطور امكان دارد كه ملتى كه هيچى ندارد، جوانهايى كه دستشان چيزى نيست، بروند و سفارت امريكا را يك تعرّضى به آن بكنند؛ يك سنگى حتى بيندازند؟! اگر يك همچو چيزى بشود، اصلًا ملت و دولت ايران به باد فنا خواهد رفت! اينها چيزهايى بود كه با شيطنت و تبليغات تو مغز مردم كرده بودند و مردم را از آن قدرت ملى و انسانى و اسلامى كه داشتند غافل كرده بودند.
ما ديديم كه جوانهاى ما به واسطه آن همه ناراحتيهايى كه ملت ما از اين قدرت فاسد