صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٦ - استوارى انبيا، در مقابل مشكلات
بِالنِيّاتِ. [١]
ملاحظه مىكنيد كه شمشير دست دو نفر باشد و مثل هم فرود بيايد و مثل هم دو نفر را هلاك كند. يكى از آنها مثل عبادت ثقلين [٢] باشد ارزشش، و يكى از آنها طورى باشد كه در فساد و در تباهى، قابل ذكر [٣] نباشد. اما عمل يك عمل است؛ دست بالا مىرود و فرود مىآيد و يك نفر را مىكشد. اين اختلاف، مالِ اختلاف خود انسان است. اختلاف روحيات انسان است. و اختلاف قصدهايى است كه روى آن قصدها و اغراضى كه روى آن اغراض، اعمال موجود مىشوند. انگيزه اعمال به غايات است. آن چيزى كه اعمال را با هم مختلف مىكند، آن غاياتى است كه انسان را وادار مىكند به اينكه عملى را انجام بدهد، و مراتب حُسن و قبح و مراتب فضيلت و رذيلت هم، روى همين معناست. انگيزههايى هم كه در اعمال بشرى است اختلافش روى همين معنويات است، و اراده و تصميم و غايات. يك فعلى مىبينيد كه غايتش الهى است و غير غايت الهى هيچ چيز در آن دخالت ندارد.
استوارى انبيا، در مقابل مشكلات
آن عملى كه الهى باشد و انگيزهاى جز الهيت نداشته باشد، مثل اعمالى كه انبيا- عليهم السلام- در تبليغات خودشان انجام مىدادند. اين اعمال طورى است كه هيچ انگيزهاى ندارد، الّا خداى تبارك و تعالى. و لهذا انبياى بزرگ در عين حالى كه در اين تبليغشان و در اين ارشادشان، آن قدر زحمات را متحمل مىشدند، هيچ يك از اين زحمات، آنها را از آن عملى كه داشتند سست نمىكرد. و بايد گفت كه هيچ يك از آن زحماتى كه ما و به حسب انگيزههاى بشرى به نظر مىآيد كه زحمت است، براى آنها اين طور نبود. براى اينكه روى آن مقصدى كه آنها حركت مىكردند و عمل مىكردند، آن مقصد به قدرى بزرگ بود و به قدرى عالى بود كه تمام زحماتى كه براى آن مقصد متحمل مىشدند، به نظرشان زحمت نبود. مقصد نظر بود. و لهذا مىبينيد كه تمام عمرشان را انبيا صرف
[١] عوالى اللآلي، ج ٢، ص ١١، ح ١٩: «كردار هر فرد به نيتهاى اوست»
[٢] اشاره است به ضربت شمشير على (ع)
[٣] اشاره است به ضربت شمشير ابن مُلجم مرادى بر سر مقدس على (ع).