صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٠ - پرهيز همه گروهها و جناحها از اختلافات
داده و براى اسلام داده، حالا در ذهنش چه مىآيد؟ چه ناراحتى در اين زنهاى داغدار و در اين پدرهاى جوان مرده، چه وضعيتى در قلب آنها پيدا مىشود؟ و لو حرف نزنند، و لو هيچ صحبت نكنند، براى خدا آنها صحبت نكنند، براى [خدا] آنها قيام بر ضد نكنند، اما ببينيد داغدارها چه حالى پيدا مىكنند كه ببينند كه جوانهايشان را براى جمهورى اسلامى دادند و حالا در جمهورى اسلامى داد و قال است سر اينكه من جلو باشم يا شما جلو باشيد. اين روزنامههايى كه من امروز ديدم و بعضىشان را هم ديروز ديدم، اين روزنامهها ببينيد كه در آن چه مسائلى هست كه مردم وقتى اين روزنامهها را بخوانند چه خواهند گفت. يك قدرى توجه داشته باشند همه كسانى كه متصدى امرند.
اينها خيال نكنند كه ما [رئيس] حكومت هستيم، و ما رأس هستيم و ما وزير هستيم و ما نخست وزير هستيم و ما رئيس جمهور هستيم و ما بايد هر كارى دلمان بخواهد بكنيم.
نه، مملكت اسلامى است، نه طاغوتى. مملكت اسلامى را به طاغوت نكشيد. من خوف اين را دارم كه- خداى نخواسته- اگر اين امور زياد انباشته بشود، يكوقت همان مسائلى پيش بيايد كه مردم با طاغوت عمل كردند. طاغوت براى خاطر اينكه پسر كى بود و نوه كى بود كه نبود؛ براى اعمالش بود. اگر اعمال ما هم يك اعمال طاغوتى باشد، براى خود باشد، نه براى ملت، دعوا بكنيم سر خودمان، نه براى مصالح ملت، اين همان طاغوت است. منتها به يك صورت ديگرى درآمده، اما طاغوت است. طاغوت هم مراتب دارد.
يك طاغوت مثل رضا خان و محمد رضا خانمان و يك طاغوت هم مثل كارتر و امثال آنهاست. يك طاغوت هم مثل ماهاست. همه از جند ابليس مىشويم. شما فكر اين ملت، فكر اين زاغهنشينها، فكر اين مردمى كه همه چيزشان را دادند و شما را به مسند نشاندند، فكر آنها را بكنيد. شب وقتى خلوت مىكنيد، فكر بكنيد كه من امروز كه كار كردم براى خودم كردم يا براى مردم. امروز كه صحبت مىكنم براى خودم صحبت مىكنم يا براى مصالح كشور.
پرهيز همه گروهها و جناحها از اختلافات
اگر اينها را فكر بكنيد، توجه بكنيد و خطراتى كه در كشور ما الآن موجود است، فعلًا