صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٧ - انتظار مردم از مسئولان
پابرهنهها باشد. هر چه بودند، براى ملك دارها بودند و براى قدرت دارها و براى سرمايه دارها و براى رؤسا و خانها، و هر چه بود براى آنها بود.
يك وقت در بعضى از حكومتها تيول [١] مىكردند؛ خراسان را مىدادند دست يك عده تيول. او چقدر مىداد براى اين؟ فرض كنيد كه در پول آن وقت، پنجاه هزار تومان- پول پنجاه هزار تومان آن وقت، پنجاه ميليون هم بيشتر بود- و به او خراسان را مىدادند؛ برو سراغ خراسان؛ يعنى، ديگر ما هر چه صدا از خراسان بلند بشود و هر چه از ظلم تو گفته بشود ما اعتنا نمىكنيم. تو برو، آنجا مال تو. آنجا مردمش- عرض بكنم- ناحيهاش و درآمدش مال اين بود. اين بايد اين پنجاه هزار تومانى كه اينجا به نخست وزيرش داده است يا به صدر اعظم داده است، بايد اين پنجاه هزار تومان را درآورد و چندين پنجاه هزار تومان هم براى خودش درآورد؛ براى اينكه يك تجارتى بود؛ فروخته بودند اينجا را. اين پول او را بايد بدهد، بايد نفع هم ببرد. اين با مردم چه مىكرد؟ با كدخداهاى ده يا بستوبند مىكرد و ده را مىچاپيد يا اگر كدخدايى بود كه يك تخلفى مىكرد، آن طور مىكرد كه شاه مخلوع به مردم! اين وضع حكومتهاى جبار است.
حكومت اسلام كه الآن شما مدعى هستيد كه نخست وزير اسلام هستيد، دولت اسلامى هستيد و آقايان، وزراى اسلام هستند، و آقاى رئيس جمهور، رئيس جمهور يك كشور اسلامى هستند و وكلا وكلاى كشور اسلامى هستند، بايد از آنچه كه در سابق گذشته نسيان كنند او را، دفن كنند او را. از ديكتاتوريها، از چپاولگريها، از خودخواهىها و خودپسندىها، همه اينها را بايد دفن كنند و وارد بشوند در يك مملكت تازهاى كه از صدر اسلام كه بگذريم، ديگر يك همچو چيزى نبوده است. در صدر اسلام هم براى ايران نبود اينها. حتى آن وقت هم كه ايران را فتح كردند، باز سپردند به دست همانهايى
[١] واژهاى تركى به معناى: آب و ملك و زمينى كه در گذشته دولت يا پادشاه به كسى واگذار مىكرد كه از درآمد آن زندگى كند و بخشى از آن را نيز به دولت يا پادشاه بازگرداند. اما اصطلاحاً، تفويض حكومت مطلقه يك منطقه به يك فرد از سوى پادشاه يا صدر اعظم در قبال مبلغى در سال بطور مقطوع بود. حاكم نيز مطلق العنان بود تا به هر وسيلهاى و لو با زور، چند برابر مبلغ را از مردم بگيرد.