صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٥ - خطر حبّ نفس و غفلت از خدا
خطراتى كه بر اين خودخواهى است در امان مىماند.
شما كه الآن از وزراى محترم هستيد و مملكت اسلامى به شما سپرده مىشود و پستهاى شما پستهايى است كه بايد در آن اعمال بسيار شايسته انجام بگيرد، كوشش كنيد كه اولًا، گمان نكنيد كه رياست، از رياست درجه اول تا آخر، يك چيزى باشد؛ يك امر اعتبارى است. يك دستهاى جمع مىشوند يكى را مىگويند تو كارها را انجام بده. در نظر داشته باشيد كه حضرت امير- سلام اللَّه عليه- در حالى كه به حسب فهم جامعه، رياست يك كشور بسيار بزرگى را داشت از حجاز تا مصر، عراق، ايران؛ همه را داشت، آن وقت چه جور بود وضعش، چه جور بود سلوكش با مردم و چه بود سفارشهايى كه به عمالش يا به حكومتهايى كه از طرف او بودند. چه سفارشهاى ارزشمندى فرموده است! البته ما نمىتوانيم خود او باشيم، لكن مىتوانيم كه شيعه او باشيم، پيرو او باشيم. تا آن حدودى كه بتوانيم، بايد پيروى از او بكنيم. او تمام مقصدش خدا بود. اصلش اين دنيا و اين رياست دنيا و اينها در نظر او چيزى نبود، مگر اينكه بتواند يك عدلى را در يك دنيا برقرار كند، و الّا پيش آنها مطرح نبود كه يك رياستى داشته باشم يا خلافتى داشته باشم، مگر اينكه بتوانند يك عدلى را اقامه كنند و يك حدى را جارى كنند. ما بايد از آنها درس بگيريم و پند بگيريم و به شيوه آنها تا آن اندازهاى كه مىتوانيم عمل كنيم و از آن چيزهايى كه دام شيطان است- كه بزرگترين دام همان خودخواهى انسان است- از اين دام رهايى پيدا بكنيم و به صراط مستقيم الهى راه برويم تا بتوانيم، هم خودمان را اصلاح كنيم و هم جامعهمان را.
شما ببينيد كه چه حكومتى در دست شما آمده و از چه راهى آمده است و كى به شما اين حكومت را محول كرده. چنانچه پنج سال پيش از اين، ده سال پيش از اين را شما در نظر بياوريد، وضع آن وقت را در نظر بياوريد، حكومت آن وقت را در نظر بياوريد، ملت را نسبت به حكومت و حكومت را نسبت به ملت در نظر بياوريد و حبسها و زجرها و تبعيدها و قتلها را كه در آن حكومت واقع مىشد به نظر بياوريد و از خودتان سؤال كنيد كه چه شد كه اين شد؟ چه شد كه يك روز آن طور جنايتكارىها واقع مىشد و اختناقها و