صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٢ - الهى يا طاغوتى بودن انسان
بشود. نهضتهاى اسلامى، نهضتهاى توحيدى، تمام براى همين معنا بوده است. در اسلام همه امور مقدمه انسانسازى است. اگر رها كنند اين موجود دو پا را، تمام عالَم را به تباهى مىكشد. براى جلوگيرى از اين فسادهاى بزرگ و اين جنگهاى ويران كن و اين كارهاى بسيار ناروا كه در كشورها هست، انبيا آمدهاند تا بشر را هدايت كنند به راهى كه همه در آن راه سير كنند و همه انسان صحيح و كامل بشوند. اگر اين موجود دو پا تربيت شد، تمام حوايج دنيا و آخرت بشر تحقق پيدا مىكند و اگر اين موجود دو پا سرخود شد يا به خلاف مسير طبيعى خودش حركت كرد، تمام عالَم به تباهى كشيده مىشود.
از اين جهت، تمام انبيا معلّمها هستند و تمام بشر دانشجو. انبيا مكتبى دارند كه در آن مكتب مىخواهند اين موجود دوپايى كه بدترين موجودات است و اگر رها بشود خطرناكترين موجودات عالَم است، اين را به راه مستقيم، به صراط مستقيم هدايت كنند و اجراى اين امر را هم خودشان متكفّلند.
از اين جهت، معلم و دانشجو محصور به معلمهاى دانشگاهها يا دبيرستانها يا ساير جاها نيست و دانشجو هم محصور نيست به همانهايى كه دانشگاه مىروند. عالَم يك دانشگاهى است و انبيا و اوليا و تربيتشدههاى آنها معلّم هستند و ساير بشر دانشجو و بايد دانشجو باشند. عالَم بايد، تمام دنيا بايد دو طبقه داشته باشد: يك طبقه معلّم و استاد و يك طبقه دانشجو و متعلّم. وظيفه معلّم هدايت جامعه است به سوى اللَّه و وظيفه دانشجو تعلّم.
الهى يا طاغوتى بودن انسان
همين معناست كه يك جامعهاى پيدا بشود كه همه متوجه به خداى- تبارك و تعالى- باشند و همه در راه او. اگر همه در راه او شد، اقتصاد هم الهى مىشود، فرهنگ هم الهى مىشود، ارتش هم الهى مىشود، ژاندارمرى هم الهى مىشود، دانشجو و معلّم هم الهى مىشوند. خداست و طاغوت، همين دو، غير از اين نيست. يا راه خداست و يا راه طاغوت. راه خدا راهى است كه انسان را در تمام ابعادى كه دارد- در بُعد عقلانى، در بُعد متوسط كه بُعد خيالى است و در بُعد متنزِّل كه بعد عمل است- اين ابعاد را هدايت بكند به