صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٩ - تأييدات الهى در پيروزى ملت ايران
مطلب غافل بودند و آن اينكه فرق است ما بين قيامهايى كه براى خدا نباشد؛ قيامهايى كه براى منفعت دنيايى باشد؛ براى غلبه يك كسى بر كس ديگر باشد؛ براى پيروزى يك قدرت بر قدرت ديگر باشد، اين قيامها فرق دارد با قيامى كه للَّه باشد. آنها اين نكته را نمىدانستند كه قيام للَّه كيفيتش، ماهيتش با قيامهايى كه غير خدايى باشد، هر چه باشد، اين با هم فرق دارد. قيام للَّه پشتوانهاش قدرت خداست، پشتوانهاش تفنگ نيست، پشتوانهاش مسلسل نيست،. پشتوانهاش قدرت خداست. وقتى قدرت خدا در بين آمد، ديگر قدرتى در مقابل او نمىتواند عرض اندام كند. لهذا، اين ملت كه سر تا سر كشور فرياد مىكردند كه ما اسلام را مىخواهيم و همه قيام كرده بودند براى اينكه كفر و نفاق و ظلم و امثال اينها را از بين ببرند و به جاى آن عدل اسلامى باشد، جمهورى اسلامى باشد، اين قيام للَّه بود.
شواهد بر اينكه اين قيام للَّه بود اينكه مردم جان خودشان را در طَبَق اخلاص گذاشتند، جان جوانهايشان را با گشاده رويى در طبق اخلاص گذاشتند و به ميدان آمدند. شاهد ديگر اينكه ما با چى غلبه كرديم بر اينها؟ ما چه داشتيم؟ آنها همه چيز داشتند، آنها امريكا داشتند، آنها شوروى داشتند، آنها همه ممالك اسلامى- الّا كمى را- داشتند و قدرت نظامىشان قدرت مدرنى بود كه مىگويند در اين طرف شرق، همچو قدرتى نبوده است. و [لى] ما هيچ نداشتيم، ما خدا را داشتيم. شما بدانيد كه اگر يك تأييدات غيبى نبود، در يك شب مىتوانستند ايران را خراب كنند. شاه مخلوع هم گفته بود كه اگر من بنا شد بروم، يك خرابهاى مىگذارم و مىروم، لكن خداى تبارك و تعالى آن چنان رعبى، آن چنان ترسى در دل اينها انداخت كه ديگر مجال اينكه يك خرابكارى بزرگى بكنند، پيدا نكردند. اذهان آنها را خدا منصرف كرد از اينكه آن طور جنايت بزرگ را بكنند. اذهان اينها را منصرف كرد از اينكه بمباران كنند ايران را، بمباران كنند تهران را. مىتوانستند، لكن خداى تبارك و تعالى دلهاى آنها را برگرداند به يك معانى ديگرى و رعب در قلب آنها انداخت كه فرار كردند. اين براى اين بود كه يك نهضت اسلامى بود.
در صدر اسلام هم اين قضيه رعب و فتح به رعب، نصر به رعب اين مطلبى بوده است كه وقتى كه يك جمعيت كمى در مقابل آن جمعيتهاى زياد، و با سلاحهايى كه در آن روز