صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤١ - مردمى بودن حكومت در نظام جمهورى اسلامى
را؛ براى اينكه ملت با دولت نيست. چرا نيست؟ براى اينكه ملت مسلمان است و دولت روى ترتيب اسلامى عمل نمىكند. همين عراق، ملت با اين دولت غاصبش موافق نيست.
لهذا، نمىتواند كه مملكت خودش را آرام كند، بايد دائماً سركوب كند مردم را و نمىتوانند يك دولتى كه همه اركانش يك اركان صحيحى باشد، متحقق كنند.
اين دولتى كه ما داريم از باب اينكه دولتى است از خود مردم، يك چيزى نيست كه از خارج تحميل شده باشد. رضا خان را انگليسها تحميل بر ما كردند و محمد رضا را هم انگليسىها و امريكايىها و شوروىها تحميل ما كردند؛ از آن اول تحميل بود. وقتى كه رضا خان فرار كرد، شايد كمتر شما يادتان باشد كه مردم در عين حالى كه گرفتار متّفقين بودند و اجانب بودند، لكن شادى مىكردند كه لا اقل، آمدن اينها اسباب اين شد كه اين رفت. محمد رضا هم كه رفت؛ خودتان ديديد كه همه جا شادى و همه جا [سرور بود.] وقتى هم كه مرد، همه شادى كردند.
اما مملكتى كه حكومتش با خودش باشد و حكومتش از خودش باشد، يك مملكتى است كه وقتى رئيس جمهورش يك سانحهاى برايش حاصل مىشود [مردم نگران مىشوند.] آن سانحه هم حقيقتاً جزء اعجازها [١] بود؛ براى اينكه اگر ديده باشيد در تلويزيون، آن تكههايى كه از آن هليكوپتر پخش شده بود در زمين، اينها اين عدهاى كه بودند كه همهشان جزء رجال بزرگ ما بودند؛ رئيس جمهور بود، رئيس نيروى زمينى بود، رئيسهاى ديگرى بودند، يكى از آنها آسيب نديد و بعد هم از سرتاسر ايران، يا مجلس دعا درست كردند يا تلگراف كردند يا تظاهر كردند يا راهپيمايى كردند. كجا همچو چيزى هست؟ براى اين است كه آقاى بنى صدر از خارج نيامده تحميل به شما بشود، يك قدرتى نداشته است كه آن قدرت را به شما تحميل بكند، يك نفر آدم مثل همه شما بوده، بدون اينكه قدرتى داشته باشد، لكن بيان كرده، صحبت كرده، مردم را متوجه كرده، مردم به او رأى دادهاند. اين از ملت است. وقتى يك چيزى از ملت شد،
[١] اشاره به سقوط هليكوپتر حامل ابو الحسن بنى صدر و جمعى از فرماندهان ارتش است. در اين حادثه، با وجودى كه هليكوپتر به آهن پارهاى تبديل شد به سرنشينان آن آسيبى وارد نيامد.