آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٤ - اول در وجه تسميه «ليلة القدر»
ذاتيّه، و در مرتبه فعل عين تجلّى فعلى است، چنانچه امير المؤمنين صلوات اللّه عليه فرمود: انّما كلامه فعله.[٥٢٠]
مطلب پنجم در بيان «ليلة القدر»
و در آن مباحث بسيار و معارف بىشمارى است كه علماء اعلام رضوان اللّه عليهم به حسب مشارب و مسالك خود از آن بحث فرمودند، و ما در اين اوراق بعض از آن را به طريق اشاره بيان مىكنيم. و بعض از مطالب هم ذكرى از آن نفرمودند كه ما اشاره به آن مىكنيم در ضمن امورى.
اول در وجه تسميه «ليلة القدر»
علماء اختلافاتى كردند. بعضى برآنند كه چون صاحب شرف و منزلت است، و قرآن صاحب قدر به توسّط ملك صاحب قدر بر رسول صاحب قدر براى امّت صاحب قدر وارد شده است، ليلة القدرش گويند. و بعضى گفتهاند كه براى آن «ليله قدر» به آن گويند كه تقدير امور و آجال و ارزاق مردم در اين شب مىشود. و بعضى گفتهاند به واسطه آن كه از كثرت ملائكه زمين تنگ شود، آن را قدر گويند. و آن از قبيل وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيهِ رِزْقُه[٥٢١] است. اين حرفهايى است كه در اين مقام گفته شده. و در هر يك از آن مقامات تحقيقاتى است كه اشاره به آن اجمالا خالى از فايده نيست.
اما مطلب اول، كه به معنى صاحب منزلت و قدر بودن است. پس بدان كه كلامى در اين مقام است كه مطلق زمان و مكان كه بعضى شريف و بعضى غير شريف و بعضى سعد و بعضى نحس است، آيا از خود ذات زمان يا تشخّصات ذاتيّه آن است. و همينطور در مكان. يا آن كه به واسطه وقوع وقايع و حصول امور شريفه و خسيسه، بالعرض داراى آن مزيت شوند. و اين گرچه مبحث مهمّ شريفى نيست و بحث در اطراف آن چندان مفيد نيست، لكن ما به طريق اختصار از آن ياد كنيم.
[٥٢٠] - پاورقى ٥٢٥.
[٥٢١] -« و كسى كه دچار تنگى معاش است ...».( طلاق- ٧)