آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٢ - بحث و تحصيل جواب به اشكالى كه به اطلاق اوصافى مانند رحمن و رحيم بر خداى تعالى شده است
و به بيان ديگر، هر حمد و مدحى كه از هر حامد و مادحى است، در ازاء آن جهت نعمت و كمال است، و محل و مورد نعمت و كمال كه آن را تنقيص و تحديد نموده به هيچ وجه مدخليّت در ثنا و ستايش ندارد بلكه منافى و مضادّ است، پس جميع محامد و مدايح به حظّ ربوبيّت، كه كمال و جمال است، رجوع كند، نه به حظّ مخلوق كه نقص و تحديد است.
و به بيان ديگر، از فطرتهاى الهيّه، كه جميع خلق بر آن مفطورند، ثناى كامل و شكر و حمد منعم است، و نيز از فطرتهاى الهيّه تنفّر از نقص و ناقص و منقص نعمت است، و چون نعمت مطلقه خالصه از شوب هر نقصى و جمال و كمال تامّ تمام مبرا از هر نقصى مختصّ به حق است و ديگر موجودات نعم مطلقه و جمال مطلق را تنقيص و تحديد كنند نه تزييد و تأييد، پس فطرت همه مردم ثناجو و ستايش گوى ذات مقدس اويند و از ديگر موجودات متنفّرند، مگر آن وجودهايى كه به حسب سير در ممالك كمال و شهرهاى عشق، فانى در ذات ذو الجلال شدند، كه عشق و محبت به آنها و ثنا و ستايش آنها عين عشق به حق و ستايش او است. «حبّ خاصان خدا حبّ خدا است».[٣٨٥] تا اينجا كه ذكر شد نيز به حسب مقامات متوسّطين است كه در حجاب كثرت باز هستند و از جميع مراتب شرك خفىّ و اخفى مبرّا نشده و به كمال مراتب خلوص و اخلاص نرسيدهاند.
و اما به حسب عرفان اصحاب قلوب فانيه در بعض حالات خاصه، جميع نعم و تمام كمال و جمال و جلال صورت تجلّى ذاتى است، و جميع محامد و مدايح به ذات مقدّس حق تعالى مربوط است، بلكه مدح و حمد از خود او به خود او است [١]، چنانچه اشاره به اين معنى است تعلّق «بسم اللّه» به «الحمد للّه».
______________________________
[١] بسمه تعالى. و بايد دانست كه اختصاص جميع محامد يا جنس حمد به احتمالين در الف و لام با سببيّت فلسفى مضادّ است هر چند سببيّت به معناى دقيق آن باشد و جز با لسان قرآن و عرفان اولياء عليهم صلاة اللّه توجيه نتوان كرد.
[٣٨٥] - پاورقى ٢٤٨.