آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤١ - فرع فقهىّ و اصل عرفانىّ بيان استحباب شهادت به ولايت و اشاره به اينكه هر يك از شهادت به توحيد، رسالت و ولايت منطوى در ديگرى است
ابو بكر الصديق. فرمود: «سبحان اللّه، تغيير دادند هر چيز را حتى اين را؟» گفت: آرى، فرمود: «خداى عزّ و جلّ چون خلق فرمود عرش را، نوشت بر او لا إله الّا اللّه، محمّد رسول اللّه، علىّ امير المؤمنين. پس ذكر فرمود كتابت اين كلمات را بر آب و كرسى و لوح و جبهه اسرافيل و دو جناح جبرائيل و اكتاف آسمانها و زمينها و سر كوهها و بر شمس و قمر.» پس فرمود: «وقتى يكى از شما گفت: لا إله الّا اللّه، محمّد رسول اللّه، بگويد: علىّ امير المؤمنين.»[١٩٥] بالجمله، اين ذكر شريف مطلقا پس از شهادت به رسالت مستحب است، و در فصول اذان، بالخصوص، بعيد نيست كه مستحب باشد، گرچه به واسطه تكذيب علماء اعلام اين روايات را احتياط اقتضا كند كه به قصد قربت مطلقه گويند نه خصوصيّت در اذان.
و اما نكته عرفانيّه براى «نوشتن اين كلمات بر جميع موجودات از عرش اعلا تا منتهاى ارضين» آن است كه حقيقت خلافت و ولايت ظهور الوهيّت است، و آن اصل وجود و كمال آن است. و هر موجودى كه حظّى از وجود دارد، از حقيقت الوهيّت و ظهور آن كه حقيقت خلافت و ولايت است حظّى دارد، و لطيفه الهيّه در سرتاسر كائنات از عوالم غيب تا منتهاى عالم شهادت بر ناصيه همه ثبت است. و آن لطيفه الهيّه حقيقت «وجود منبسط» و «نفس الرحمن» و «حقّ مخلوق به» است كه بعينه باطن خلافت ختميّه و ولايت مطلقه علويّه است. و از اين جهت است كه شيخ عارف شاهآبادى دام ظلّه مىفرمود كه شهادت به ولايت در شهادت به رسالت منطوى است، زيرا كه ولايت باطن رسالت است. و نويسنده گويد كه در شهادت به الوهيّت شهادتين منطوى است جمعا، و در شهادت به رسالت آن دو شهادت نيز منطوى است، چنانچه در شهادت به ولايت آن دو شهادت ديگر منطوى است. و الحمد للّه اوّلا و آخرا.
[١٩٥] - الاحتجاج، ج ١، ص ٢٣٠.