آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٦ - تتميم رواياتى راجع به فضيلت و جامعيت جمله شريفه الحمد لله
دست ندارند، پس تأويل قرآن را، بىبرهان و به مجرد استبعاد، كنند.
بالجمله، دار وجود اصل حيات و حقيقت علم و شعور است، و تسبيح موجودات تسبيح نطقى شعورى ارادى است، نه تكوينى ذاتى كه محجوبان گويند. و تمام آنها به حسب حظّى كه از وجود دارند به مقام بارى جلّت عظمته معرفت دارند. و چون اشتغال به طبيعت و انغمار در كثرت هيچ موجودى چون انسان ندارد، از اين جهت از همه موجودات محجوبتر است، مگر آن كه از جلباب بشريّت خارج شده و خرق حجب كثرت و غيريّت كرده باشد كه بىحجاب به مشاهده جمال جميل پردازد، پس، حمد و مدح او از تمام حمدها و مدحها جامعتر است، و او حق را به تمام شئون الهيّه و تمام اسماء و صفات ستايش و عبادت كند.
تتميم [رواياتى راجع به فضيلت و جامعيت جمله شريفه الحمد لله]
بدان كه كلمه شريفه الحمد للّه به حسب بيانى كه مذكور شد، از كلمات جامعهاى است كه اگر كسى به لطائف و حقايق آن حق را به آن تحميد كند، حق حمد را آن قدر كه در خور طاقت بشريّت است بجا آورده. و لهذا در روايات شريفه اشاره به اين معنى شده است، چنانچه در روايت است كه حضرت باقر العلوم سلام اللّه عليه از منزلى بيرون آمدند، مركبشان نبود.
فرمودند: «اگر مركب پيدا شود حمد حق تعالى كنم به طورى كه حق حمد است.» پس چون مركب پيدا شد، سوار شده و تسويه لباس خود فرمودند، گفتند: الحمد للّه.[٣٩٠] و از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت است كه فرمودهاند: «لا إله الّا اللّه نصف ميزان است و الحمد للّه پر كند ميزان را.»[٣٩١] و اين به واسطه آن است كه به آن بيان كه نموديم الحمد للّه جامع توحيد نيز هست.
[٣٩٠] - اصول كافى، ج ٣، ص ١٥٢،« كتاب الايمان و الكفر»،« باب الشكر»، حديث ١٨.
[٣٩١] - بحار الانوار، ج ٩٠، ص ٢١٠، به نقل از امالى طوسى، ج ١، ص ١٨.