آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٨ - تنبيه اشراقى و اشراق عرفانى
مىفرمايد: «ماييم امّت وسط، و ماييم شهداء خدا بر خلق.»[٤٤٣] و در روايت ديگر فرمايد: «به سوى ما رجوع كند غالى و به ما ملحق شود مقصّر.»[٤٤٤] و در اين حديث اشاره به آنچه ذكر شد فرموده است.
تنبيه اشراقى و اشراق عرفانى
بدان اى طالب حقّ و حقيقت كه حق تبارك و تعالى چون خلقت نظام وجود و مظاهر غيب و شهود را به حسب حبّ ذاتى به معروفيّت در حضرت اسماء و صفات فرموده- به مقتضاى حديث شريف كنت كنزا مخفيّا، فاحببت ان اعرف، فخلقت الخلق لكى اعرف[٤٤٥]- در فطرت تمام موجودات حبّ ذاتى و عشق جبلّى ايداع و ابداع فرموده، كه به آن جذبه الهيّه و آتش عشق ربّانى متوجّه به كمال مطلق و طالب و عاشق جميل على الاطلاق مىباشند. و براى هر يك از آنها نورى فطرى الهى قرار داده كه به آن نور طريق وصول به مقصد و مقصود را دريابند. و اين نار و نور، يكى رفرف وصول، و يكى براق عروج است- و شايد «براق» و «رفرف» رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رقيقه اين لطيفه و صورت متمثّله ملكيّه اين حقيقت بوده- و لهذا از بهشت، كه باطن اين عالم است، نازل شده.
و چون موجودات نازل شدهاند در مراتب تعيّنات و محجوب شدهاند از جمال جميل محبوب جلّت عظمته، حق تعالى با اين نار و نور آنها را از حجب تعيّنات ظلمانيّه و انّيّات نورانيّه با اسم مبارك «هادى» كه حقيقت اين رقايق است خارج كند، و به اقرب طرق به مقصد حقيقى و جوار محبوب خود برساند، پس، آن نور «هدايت» حق تعالى، و آن نار «توفيق» الهى و سلوك به
[٤٤٣] - اصول كافى، ج ١، ص ٢٧٠،« كتاب الحجّة»،« باب في انّ الائمة شهداء اللّه على خلقه»، حديث ٢.
[٤٤٤] - تفسير عيّاشى، ج ١، ص ٦٣، حديث ١١١.
[٤٤٥] -« من گنجى نهان بودم، دوست مىداشتم شناخته شوم، پس خلق را آفريدم تا شناخته شوم.» اسرار الحكم، ص ٢٠.