آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥ - فصل سوم در بيان خشوع است
نَزَلَ مِنَ الْحَق[١٩] شايد ايمان صورى، كه همان اعتقاد بما جاء به النّبيّ صلّى اللّه عليه است، مقصود باشد، و الّا ايمان حقيقى ملازم با يك مرتبه از خشوع است، يا آن كه خشوع در آيه شريفه خشوع به مراتب كامله باشد، چنانچه عالم را گاهى اطلاق كنند بر كسى كه از حدّ علم به حدّ ايمان رسيده باشد، و محتمل است در آيه شريفه انَّما يَخْشَى اللَّه مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء[٢٠] اشاره به آنها باشد. و در لسان كتاب و سنّت علم و ايمان و اسلام به مراتب مختلفه اطلاق شده و بيان آنها از وظيفه اين اوراق خارج است.
بالجمله، سالك طريق آخرت- خصوصا با قدم معراج صلاتى- لازم است قلب خود را با نور علم و ايمان خاشع كند و اين رقيقه الهيّه و بارقه رحمانيّه را در قلب هر اندازه ممكن است متمكّن نمايد بلكه بتواند در تمام نماز حفظ اين حالت را بنمايد. و حالت تمكّن و استقرار در اوّل امر گرچه براى امثال ماها قدرى صعب و مشكل است ولى با قدرى ممارست و ارتياض قلب امرى است بسى ممكن.
عزيزم، تحصيل كمال و زاد آخرت طلب و جدّيّت مىخواهد و هر چه مطلوب بزرگتر باشد جدّيّت در راه آن سزاوارتر است، البتّه معراج قرب الهى و مقام تقرّب جوار ربّ العزة با اين حال سستى و فتور و سهل انگارى دست ندهد، مردانه بايد قيام كرد تا به مطلوب رسيد. شما كه ايمان به آخرت داريد و آن نشئه را نسبت به اين نشئه طرف قياس نمىدانيد، چه در جانب سعادت و كمال يا در جانب شقاوت و وبال، چه كه آن نشئه عالم ابدى دائمى است كه موت و فناناپذير است، سعيدش در راحت و عزّت و نعمت هميشه ايست آنهم راحتى كه در اين عالم شبيه ندارد، عزّت و سلطنتى الهى كه در اين نشئه نظير ندارد، نعمتهايى كه در متخيّله كسى خطور ننموده است، و همينطور در جانب شقاوت آن كه عذاب و نقمت و وبالش در اين عالم نظير و مثل ندارد، و
[١٩] -« آيا مؤمنان را آن زمان فرا نرسيده است كه دلهايشان براى ياد خدا و آنچه از حق نازل گشته خاشع گردد.»( حديد- ١٦)
[٢٠] -« همانا از ميان بندگان خدا، دانشمندان از خداوند بيم و خشيت دارند.»( فاطر- ٢٨)