آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦ - فصل هشتم در بيان حضور قلب است
در ظاهر و باطن مستقل و مستقرّ شده و الفت به طبيعت شديد و بعد از ملكوت زياد و نور فطرت خاموش و منطفى گرديده و شرائط توبه سخت و ناگوار شده است، اين نيست جز غرور.
و گاهى به وعده شفاعت شافعين عليهم السلام انسان را از ساحت قدس آنها دور و از شفاعت آنها مهجور مىنمايند، زيرا كه انغمار در گناهان كمكم قلب را سياه و منكوس كند و انسان را به سوء عاقبت منجرّ نمايد. و طمع شيطان از انسان دزديدن ايمان است، دخول در گناهان را مقدّمه آن قرار مىدهد تا به نتيجه مطلوبه برسد. انسان اگر طمع شفاعت دارد، بايد در اين عالم با سعى و كوشش رابطه بين خود و شفعاى خود را حفظ كند و قدرى تفكّر در حال شافعان محشر نمايد كه حال آنها در عبادت و رياضت به كجا رسيده بود. فرضا كه شما با ايمان از دنيا برويد، ولى اگر بار گناهان و مظالم سنگين باشد ممكن است در عذابهاى گوناگون برزخ و قبر از شما شفاعت نشود، چنانچه از حضرت صادق منقول است كه «برزخ شما با خودتان است.»[٥٧] و عذابهاى برزخ طرف قياس با عذابهاى اينجا نيست، و طول مدّت برزخ را جز خدا كسى نداند، شايد ميليون ميليونها سال طول كشد. و ممكن است در قيامت نيز پس از مدّتهاى طولانى و عذابهاى گوناگون طاقت فرسا شفاعت نصيب ما شود، چنانچه در احاديث نيز اين معنى وارد است.[٥٨] پس، غرور شيطان انسان را از عمل صالح باز دارد و انسان را يا بىايمان يا با بارهاى سنگين از دنيا ببرد و به شقاوت و بدبختى گرفتار كند. و گاهى با وعده رحمت واسعه ارحم الرّاحمين دست انسان را از دامن رحمت كوتاه كند، غافل از آن كه اين همه بعث رسل و ارسال كتب و فرو فرستادن فرشتگان و وحى و الهام به پيغمبران و راهنمايى طريق حق، از رحمت ارحم الرّاحمين است. عالم را رحمت واسعه حق فروگرفته و ما در لب چشمه
[٥٧] - اين معنى از روايت عمرو بن يزيد در فروع كافى، ج ٣ ص ٢٤٢، و علم اليقين، ج ٢، ص ١٠٥١، استفاده مىشود.
[٥٨] - از جمله در بحار الانوار، ج ٨، ص ٣٦٢،« كتاب العدل و المعاد»، باب ١٢، حديث ٣٥ و ٣٦.