آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٣ - فرع فقهى
مذكور شد به قلب خود برسان و دل خود را به ذكر حق تعالى زنده كن تا بويى از توحيد به شامّه قلبت برسد، و با مدد غيبى راهى به نماز اهل معرفت پيدا كنى.
و اگر مرد اين ميدان نيستى، لااقل نقص خود را نصب العين خود كن و به ذلّت و عجز خود توجّه كن، و از روى خجلت و شرمسارى قيام به امر كن و از دعوى عبوديّت حذر كن، و اين آيات شريفه را كه به لطائف آن متحقّق نيستى يا از زبان كمّل بخوان، و يا صرف قرائت صورت قرآن در نظرت باشد كه اقلا دعوى باطل و ادعاى كاذب نكنى.
فرع فقهى
بعضى از فقهاء قصد انشاء را در مثل ايّاكَ نَعْبُدُ وَ ايّاكَ نَسْتَعين، مثلا، جائز ندانستهاند، به گمان آنكه منافى با قرآنيّت و قرائت است، زيرا كه قرائت نقل كلام ديگرى است. و اين كلام را وجهى نيست، زيرا كه چنانچه ممكن است انسان به كلام خود مثلا مدح كسى را كند، ممكن است به كلام ديگران مدح كند. مثلا، اگر با شعر حافظ مدح كسى را نموديم، صدق مىكند كه ما مدح كرديم و صدق مىكند كه شعر حافظ خوانديم. پس، اگر با الْحَمْدُ للَّه رَبِّ العالَمِين حقيقتا تمام محامد را براى حق انشاء نمائيم و با ايّاكَ نَعْبُدُ قصر عبادت را به حق انشاء كنيم، صدق مىكند كه با كلام خدا حمد او را نموديم و با كلام خدا قصر عبادت نموديم. بلكه اگر كسى كلام را از معنى انشائى تجريد كند مخالف احتياط است، اگر نگوييم قرائتش باطل است. بلى، اگر كسى معنى آن را نداند، لازم نيست ياد گيرد بلكه قرائت صورت- بمالها من المعنى- كفايت مىكند.
و در روايات شريفه اشاره به اين كه قارى انشاء مىكند دارد، چنانچه در حديث قدسى است كه مىفرمايد: فاذا قال اى العبد في صلاته: «بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحيم»، يقول اللّه: ذكرنى عبدى. و اذا قال: «الحمد للّه»، يقول اللّه:
حمدنى عبدى ...[٤٣٧] الخ و تا انشاء «تسميه» و «حمد» از طرف عبد نباشد،
[٤٣٧] - پاورقى ٣٥٠.