آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٤ - فصل پنجم اكنون كه رشته سخن بدينجا رسيد ناچارم از ذكر بعض درجات ديگر اخلاص به طورى كه مناسب اين مقام است
دعاى سى و دوم عرض كند: فلك الحمد على ابتدائك بالنّعم الجسام و الهامك الشّكر على الاحسان.[٢٣٤] و در جاى ديگر گويد: نعمك ابتدا و احسانك التّفضّل.[٢٣٥] و در مصباح الشريعة فرمايد: و ادنى حدّ الاخلاص بذل العبد طاقته، ثمّ لا يجعل لعمله عند اللّه قدرا فيوجب به على ربّه مكافاة لعمله.[٢٣٦] درجه ديگر اخلاص، تصفيه عمل است از استكثار و خوشنودى به آن و اعتماد و دلبستگى بدان. و اين نيز از مهمّات سلوك سالك است كه او را از قافله سالكان إلى اللّه باز دارد و به سجن مظلم طبيعت محبوس كند. و اين نيز از شجره خبيثه شيطانيّه رويد، و از خود خواهى است كه از ارث شيطانى مىباشد كه خَلَقْتَنى مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طين[٢٣٧] گفت و اين از جهل انسانى است به مقام خود و مقام معبود جلّت عظمته.
اگر بيچاره ممكن، مقام نقص و عجز و ضعف و بيچارگى خود را بداند و مقام عظمت و بزرگوارى و كمال حق را بشناسد، هرگز عمل خود را بزرگ نبيند و خود را قائم به امر محسوب ندارد. بيچاره، عملى را كه در بازار دنيا براى يك سال او بيش از چند تومان ارزش قائل نيستند اگر از صحّت و اجزاء آن مأمون باشند، از دو ركعت آن توقّعهاى غير متناهى دارد. اين خوشنودى و استكثار عمل است كه مبدأ بسيارى از مفاسد اخلاقى و اعمالى است كه ذكرش به طول انجامد.
در احاديث شريفه بدين مطلب اشاره فرمودهاند، چنانچه در كافى شريف
[٢٣٤] -« ... پس ستايش فقط تو راست از آنكه به بخشش نعمتهاى بزرگ ابتدا كردى و سپاسگزارى بر احسانت را( به من) الهام فرمودى.» صحيفه سجاديّه، دعاى سى و دوم.
[٢٣٥] - اذ جميع احسانك تفضّل، و اذ كلّ نعمك ابتدا صحيفه سجاديه، دعاى دوازدهم.
[٢٣٦] -« كمترين ميزان اخلاص اين است كه بنده تمام توان خود را( براى خشنودى خداوند) به كار گيرد و كار خود را نزد خداوند در خود پاداشى نداند كه آن را بر پروردگار خود فرض شمرد.» مصباح الشّريعة،« الباب السّادس و السّبعون، فى الاخلاص».
[٢٣٧] -« مرا از آتش و او را از گل آفريدهاى.»( اعراف- ١٢، ص- ٧٦).