آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٠ - فصل هفتم در پارهاى از آداب باطنيّه ازاله نجاست و تطهير از اخباث است
صرف كند تا توحيد و تقديس را در تمام نشئات قدم راسخ باشد. و اگر جذبه روحى را در ملك طبيعت نتيجهاى جز تعبّد و تواضع براى حق حاصل شود، از انانيّت نفس بقايائى مانده و سير سالك در جوف بيت نفس است نه سير إلى اللّه.
و غايت سير اهل اللّه آن است كه طبيعت و ملك بدن را منصبغ به صبغة اللّه كنند. و يكى از مراتب و بواطن حديث شريف كه فرمايد از لسان حق تعالى شأنه: انا اللّه، و انا الرّحمن. خلقت الرّحم و شققت لها اسما من اسمى، فمن وصلها وصلته، و من قطعها قطعته.[١١١] شايد همين قطع طبيعت، كه امّ الأرواح است، از مواطن اصلى باشد، و وصلش ارتياض آن و ارجاع آن به موطن عبوديّت باشد. و في الحديث عن أبي عبد اللّه (ع) قال: استوصوا بعمّتكم النخلة خيرا، فانّها خلقت من طينة آدم.[١١٢] و اين حديث شريف اشاره به همان «رحميّت» است كه مذكور شد.
بالجمله، اخراج مملكت ظاهر را از موطن عبوديّت و سر خود نمودن آن را، از غايت جهل از مقامات اهل معرفت است، و از تسويلات شيطان رجيم است كه هر طايفه را به طريقى از حق تعالى باز دارد، چنانچه انكار مقامات و سدّ طريق معارف كه قرّة العين اولياء خدا عليهم السلام، و تحديد نمودن شرايع الهيّه را به ظاهر، كه حظّ دنيا و ملك نفس و مقام حيوانيّت آن است، و غفلت از اسرار و آداب باطنيّه عبادات كه موجب تطهير سرّ و تعمير قلب و ترقّى باطن است، از غايت جهالت و غفلت است. و هر يك از اين دو طايفه از طريق سعادت و صراط مستقيم انسانيّت دور و از مقامات اهل معارف مهجورند. و عارف باللّه و عالم به مقامات بايد همه حقوق باطنيّه و ظاهريّه را
[١١١] -« منم اللّه، و منم رحمن، رحم( خويشاوندى) را آفريدم و براى او نامى از نام خودم جدا ساختم، پس هر كس صله رحم كند به او مىپيوندم، و هر كه قطع رحم كند پيوند خود را از او خواهم بريد.» بحار الانوار، ج ٧١، ص ٩٥. به نقل از معانى الاخبار، ص ٣٠٢.
[١١٢] -« درباره عمهتان، درخت خرما، به نيكى عمل كنيد كه آن از طينت آدم آفريده شده است.» بحار الانوار، ج ٦٦، ص ١٢٩. به نقل از محاسن، ص ٥٢٨.