آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٠ - تنبيه و نكتة
قلوب اصحاب عرفان به ظهور پيوسته كه تمام دائره وجود- بملكها و ملكوتها و قضّها و قضيضها- حيوة شعورى ادراكى حيوانى بل انسانى دارند و حامد و مسبّح حق تعالى از روى استشعار و ادراكند و در فطرت تمام موجودات- خصوصا نوع انسانى- خضوع در پيشگاه مقدّس كامل و جميل على الاطلاق ثبت و ناصيه آنها در آستانه قدسش بر خاك است، چنانچه در قرآن شريف فرمايد: وَ انْ مِنْ شَىْءٍ الّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهوُنَ تَسْبيحَهُمْ[٤٣٥] و ديگر آيات شريفه و اخبار معصومين كه مشحون از اين لطيفه الهيّه است مؤيّد برهان حكمى متين است، پس چون سالك إلى اللّه به قدم استدلال برهانى يا ذوق ايمانى يا مشاهده عرفانى اين حقيقت را دريافت، در هر مقامى كه هست دريابد كه جميع ذرّات وجود و سكنه غيب و شهود عابد معبود على الاطلاق و پديدآرنده خود را طلبكارند، پس، با صيغه جمع اظهار كند كه جميع موجودات در همه حركات و سكنات خود عبادت ذات مقدس حق تعالى كنند و از او استعانت جويند.
تنبيه و نكتة
بدان كه در وجه تقديم ايّاكَ نَعْبُدُ بر وَ ايّاكَ نَسْتَعين، با آن كه به حسب قاعده بايد «استعانت» در عبادت مقدّم بر خود «عبادت» باشد، گفتهاند كه «عبادت» بر «استعانت» مقدّم شده نه بر «اعانت»، و گاهى اعانت بىاستعانت شود. و نيز چون اين دو به هم مرتبط هستند، در تقديم و تأخير فرقى نكند، كما يقال: قضيت حقّى فاحسنت إلىّ. و احسنت إلىّ فقضيت حقّى.[٤٣٦] و نيز استعانت براى عبادت مستأنفه است نه عبادت واقعه. و برودت اين وجوه بر ارباب ذوق پوشيده نيست.
[٤٣٥] -« هيچ چيزى نيست مگر آنكه به حمد او تسبيح گويد، لكن شما تسبيح آنها را نمىفهميد.»( اسراء- ٤٤)
[٤٣٦] -« چنانكه گفته مىشود: حق مرا دادى پس به من نيكى كردى. و به من نيكى كردى پس حقم را دادى.