آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٥ - تتمة در ذكر بعض روايات كه در فضل «ليلة القدر» وارد شده
در اين اوراق نوشته شود.
قوله تعالى: و مَا ادْريكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْر اين تركيب براى تفخيم و تعظيم و بزرگى مطلب است و عظمت حقيقت، خصوصا به ملاحظه متكلّم و مخاطب. با آن كه حق تعالى جلّت قدرته متكلّم است و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله مخاطب است، با اين وصف، به قدرى گاهى مطلب با عظمت است كه اظهار آن در نسج الفاظ و تركيب حروف و كلمات ممكن نيست، كانّه مىفرمايد: ليلة القدر نمىدانى چه حقيقت با عظمتى است، حقيقت آن را نتوان بيان نمود و نسج و نظم حروف و كلمات در خور آن حقيقت نيست. و لهذا با آن كه كلمه «ما» براى بيان حقيقت است، از بيان آن صرف نظر فرمود و فرمود: لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ الْفِ شَهْر: به خواصّ و آثار آن معرفى آن را فرمود، چه كه بيان حقيقت ممكن نيست. و از اينجا نيز مىتوان حدس قوى زد به اينكه حقيقت «ليلة القدر» و باطنش غير از اين صورت و ظاهر است. گرچه اين ظاهر نيز با اهميّت و عظمت است، ولى نه به آن مثابه كه نسبت به رسول اللّه، ولىّ مطلق و محيط به كلّ عوالم، اين نحو تعبير شود.
ان قلت: بنا بر آن احتمال كه مذكور شد كه باطن «ليلة القدر» حقيقت و بنيه خود رسول مكرّم باشد كه در آن محتجب است شمس حقيقت به تمام شئون، اشكال بالاتر شود، زيرا كه به خود آن سرور نتوان گفت كه تو نمىدانى كه «ليلة القدر» كه صورت ملكى خود تو است چيست.
قلت: اين مطلب را سرّى و اين لطيفه را باطنى است، و ذلك لِمَنْ الْقَى السَّمْعَ وَ هُو شَهيد.[٥٣٤] اى عزيز، بدان كه چون در باطن «ليلة القدر» حقيقى، يعنى بنيه و صورت ملكى يا عين ثابت محمّدى صلّى اللّه عليه و آله، جلوه
[٥٣٤] - براى كسى كه با شهادت( توجه كامل) گوش فرا دهد.» مقتبس از آيه لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ اوْ الْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهيد.( ق- ٣٧)