آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٧ - فصل دوم در بيان مقاصد و مطالب و مشتملات كتاب شريف الهى به طريق اجمال و اشاره
له قلب او القى السّمع و هو شهيد[٢٥٩] كه انسان را حيران كند. و اينكه قصص قرآنيّه، مثل قصه آدم و موسى و إبراهيم و ديگر انبياء عليهم السلام، مكرر ذكر شده، براى همين نكته است كه اين كتاب، كتاب قصه و تاريخ نيست، بلكه كتاب سير و سلوك إلى اللّه و كتاب توحيد و معارف و مواعظ و حكم است. و در اين امور، مطلوب تكرار است تا در نفوس قاسيه تأثيرى كند و قلوب از آن موعظت گيرد. و به عبارت ديگر، كسى كه بخواهد تربيت و تعليم و انذار و تبشير كند، بايد مقصد خود را با عبارات مختلفه و بيانات متشتّته- گاهى در ضمن قصه و حكايت و گاهى در ضمن تاريخ و نقل و گاهى به صراحت لهجه و گاهى به كنايت و امثال و رموز- تزريق كند تا نفوس مختلفه و قلوب متشتّته هر يك بتوانند از آن استفادت كنند.
و چون اين كتاب شريف براى سعادت جميع طبقات و قاطبه سلسله بشر است، و اين نوع انسانى در حالات قلوب و عادات و اخلاق و ازمنه و امكنه مختلف هستند، همه را نتوان به يك طور دعوت كرد، اى بسا نفوسى كه براى اخذ تعاليم به صراحت لهجه و القاء اصل مطلب به طور ساده حاضر نباشند و از آن متأثر نگردند، اينها را بايد به طور ساختمان دماغ آنها دعوت كرد و مقصد را به آنها فهمانيد. و بسا نفوسى كه با قصص و حكايات و تواريخ سر و كار ندارند و علاقمند به لبّ مطالب و لباب مقاصدند، اينها را نتوان با دسته اول در يك ترازو گذاشت. اى بسا قلوب كه با تخويف و انذار متناسبند، و قلوبى كه با وعده و تبشير سر و كار دارند. از اين جهت است كه اين كتاب شريف به اقسام مختلفه و فنون متعدده و طرق متشتّته مردم را دعوت فرموده، و چنين كتابى را تكرار حتم و لازم است. دعوت و موعظه بىتكرار و تفنّن، از حدّ بلاغت خارج، و آنچه متوقّع از آن است، كه تأثير در نفوس باشد، بىتكرار از آن حاصل نشود.
مع الوصف، در اين كتاب شريف قضايا به طورى شيرين اتفاق افتاده
[٢٥٩] - پاورقى ٨٥.