آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٥ - فصل ششم در شمهاى از تفسير سوره مباركه «توحيد»
و على اللّه التّكلان.
پس گوئيم: بسم اللّه اين سوره اگر متعلّق به خود سوره باشد- چنانچه احتمال داديم در سوره مباركه حمد- اشاره به آن شايد باشد كه شرح نسب حق و بيان اسرار توحيد را با انانيّت خود و زبان منسوب به خود نتوان نمود، بلكه تا سالك از حجاب خود بيرون نرود و متحقّق به مقام مشيّت مطلقه و حضرت فيض مقدّس نشود و فانى در هويّت مطلقه نگردد، سراير توحيد را درك نكند.
و قل امر است از حضرت احديّت جمع به مقام برزخيّت كبرى و مرآت جمع و تفصيل، يعنى، بگو اى محمّد، اى مرآت ظهور احديّت جمع، در مقام تدلّى ذاتى يا مقام مقدّس «او ادنى»- كه شايد اشاره به مقام «فيض اقدس» باشد- با زبان فانى از خود و باقى به بقاء اللّه: هو اللّه احد.
بدان اى سالك سبيل معرفت و توحيد و عارج معارج تنزيه و تجريد كه ذات مقدّس حقّ تعالى، من حيث هي، منزّه است از تجلّيات ظاهره و باطنه و مبرّا است از اشاره و رسم و صفت و اسم. دست آمال اهل معرفت از دامن كبريائش كوتاه، و پاى سلوك اصحاب قلوب از وصول به بارگاه قدسش راجل است. غايت معرفت اولياء كمّل ما عرفناك، و نهايت سير اصحاب اسرار ما عبدناك است.[٤٨٤] سر حلقه اهل معرفت و امير اصحاب توحيد در اين مقام رفيع كمال الاخلاص نفى الصّفات عنه[٤٨٥] فرمايد، و پيشواى اهل سلوك و سيّد ساجدين و عارفين در اين پيشگاه منيع ضلّت فيك الصّفات، و تفسّخت دونك النّعوت.[٤٨٦] سرايد.
اصحاب سلوك علمى و اصطلاحات، ذات مقدّس را «غيب مصون» و «سرّ مكنون» و «عنقاء مغرب» و «مجهول مطلق» خوانند. و گويند كه ذات بىحجاب اسماء و صفات، تجلّى در هيچ مرآتى نكند و در هيچ نشئه از
[٤٨٤] - اشاره است به روايتى از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله: ما عرفناك حقّ معرفتك و ما عبدناك حقّ عبادتك.
پاورقى ٢٧٢.
[٤٨٥] - نهج البلاغة، فيض الاسلام، خطبه ١.
[٤٨٦] -« صفتها در تو گم گشته و اوصاف در حضرتت مندك گرديد.» صحيفه سجّاديّه، دعاى ٣٢.