آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٣ - فصل پنجم در بيان اجمالى از تفسير سوره مباركه «حمد» و در آن شمهاى از آداب تحميد و قرائت است
عارفانه شد به فتح ابواب قلب و با قدم سلوك و رياضات قلبيّه، حق تعالى با تجليّات فعليّه و اسميّه و ذاتيّه گاهى به نعت كثرت و گاهى به نعمت وحدت در قلوب اصحاب آن تجلّى كند. و اشاره به اين تجلّيات در قرآن شريف شده است گاهى صراحتا، مثل قوله تعالى: فَلَمّا تَجَلّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكّاً وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً.[٣٦٨] و گاهى اشارة، مثل مشاهدات إبراهيم و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه در آيات شريفه سوره «انعام» و «النّجم» مذكور است، و در اخبار و ادعيه معصومين (ع) اشاره به آن بسيار است، خصوصا در دعاء عظيم الشّأن «سمات» كه منكران را جرأت انكار سند و متن آن نيست و مقبول عامّه و خاصّه و عارف و عامى است. و در آن دعاى شريف مضمونهاى عالىمقام و معارف بسيار است كه شميم آن قلب عارف را بيخود كند و نسيم آن نفخه الهيّه در جان سالك دمد، چنانچه فرمايد: و بنور وجهك الّذى تجلّيت به للجبل فجعلته دكّا و خرّ موسى صعقا، و بمجدك الّذى ظهر على طور سيناء فكلّمت به عبدك و رسولك موسى بن عمران عليه السّلام، و بطلعتك في ساعير و ظهورك في جبل فاران. [١] بالجمله، سالك إلى اللّه بايد به قلب خود در وقت «تسميه» بفهماند كه تمام موجودات ظاهره و باطنه و تمام عوالم غيب و شهادت در تحت تربيت اسماء اللّه بلكه به ظهور اسماء اللّه ظاهرند، و جميع حركات و سكنات او و تمام عالم به قيّوميّت اسم اللّه الاعظم است، پس، محامد او از براى حق و عبادت و اطاعت و توحيد و اخلاص او همه به قيّوميّت اسم اللّه است. و چون اين مقام و لطيفه الهيّه در قلب او محكم و مستقر شد به واسطه تذكر شديد كه
______________________________
[١]- «قسم به نور وجه تو كه بدان به كوه تجلّى كردى و آن را متلاشى نمودى و موسى مدهوش بيفتاد، و سوگند به مجد و عظمت تو كه بر طور سينا نمايان گشت و با آن با بنده و رسولت موسى بن عمران عليه السلام سخن گفتى، و سوگند به طلوع تو در ساعير و ظهورت در كوه فاران ...». از دعاى «سمات». مصباح المتهجّد، ص ٣٧٦.
[٣٦٨] -« پس چون پروردگار او بر كوه تجلّى كرد آن را از هم فروپاشيد و موسى مدهوش بيفتاد.»( اعراف- ١٤٣)