آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٧ - فصل چهارم در بعض آداب تسميه است
سختىهاى آنجا مقابله نكند. و اين مطلب براى كسانى كه ميزان عذاب و عقاب آخرت و اسباب و مسبّبات آنجا را مىدانند پرواضح است. پس، شمشيرى كه به گردن يهود بنى قريظه و امثال آنها زده مىشد به افق رحمت نزديكتر بوده و هست تا به افق غضب و سخط.
و باب امر به معروف و نهى از منكر از وجهه رحمت رحيميّه است.
پس، بر آمر به معروف و ناهى از منكر لازم است كه به قلب خود از رحمت رحيميّه بچشاند، و نظرش در امر و نهى خودنمايى و خودفروشى و تحميل امر و نهى خود نباشد، زيرا كه اگر با اين نظر مشى كند، منظور از امر به معروف و نهى از منكر، كه حصول سعادت عباد و اجراى احكام اللّه در بلاد است، حاصل نشود. بلكه گاه شود كه از امر به معروف انسان جاهل نتيجه معكوسه حاصل شود، و چندين منكر سر بار شود براى يك امر و نهى جاهلانه كه از روى خواهش نفسانى و تصرّف شيطانى واقع شود. و اما اگر حسّ رحمت و شفقت و حق نوعيّت و اخوت انسان را به ارشاد جاهلان و بيدار كردن غافلان وادار كند، كيفيّت بيان و ارشاد كه از ترشّحات قلب رحيمانه است طورى شود كه قهرا تأثير در موادّ لايقه بسزا كند و قلوب صلبه سخت را نيز از آن استكبار و استنكار فرونشاند. افسوس كه ما از قرآن تعلم نمىگيريم و به اين كتاب كريم الهى نظر تدبّر و تعلّم نداريم و استفاده ما از اين ذكر حكيم كم و ناچيز است.
اكنون تفكر در آيه شريفه اذْهَبا الى فِرعَوْنَ انَّهُ طَغى فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ اوْ يَخْشى[٣٥١] راههايى از معرفت و درهايى از اميد و رجاء به قلب انسان مفتوح كند:
فرعون كه طغيانش به جايى رسيد كه انَا رَبُّكُم الاعْلى[٣٥٢] گفت، و علوّ و فسادش به پايهاى قرار گرفت كه يُذَبِّحُ ابْنائَهُمْ وَ يَسْتَحْيى نِسائَهُمْ[٣٥٣] درباره او
[٣٥١] -« به سوى فرعون برويد كه همانا سركشى كرده، پس با او سخن نرم بگوييد شايد متذكر شود يا بترسد.»( طه- ٤٣، ٤٤)
[٣٥٢] -« من والاپروردگار شمايم.»( نازعات- ٢٤)
[٣٥٣] -« پسرانشان را سر مىبريد و زنانشان را نگاه مىداشت.»( قصص- ٤)