آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٩ - فصل چهارم در بعض آداب تسميه است
فرستاد، چنانچه فرمايد: فَلَبِثْتَ سِنينَ في اهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلى قَدَرٍ يا موسى.[٣٥٩] و پس از آن، براى اختبار و افتتان بالاترى، او را در بيابان در طريق شام فرستاد، و راه او را گم كرد، و باران بر او فروريخت، و تاريكى را بر او چيره فرمود، و درد زائيدن را بر زنش عارض فرمود، و چون جميع درهاى طبيعت به روى او بسته شد و قلب شريفش از كثرات منضجر شد و به جبلّت فطرت صافيه منقطع به حق شد و سفر روحانى الهى در اين بيابان ظلمانى بىپايان به آخر رسيد، آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً الى أن قال: فَلَمّا اتيها نُودِىَ مِنْ شاطِئ الوادِى الأَيْمَن فِى البُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ انْ يا مُوسى انّى انَا اللَّه رَبُّ الْعالَمين.[٣٦٠] پس از اين همه امتحانات و تربيتهاى روحانى، براى چه خداى تعالى او را تهيه كرد؟ براى دعوت و هدايت و ارشاد و نجات دادن يك نفر بنده طاغى ياغى كه كوس انَا رَبُّكُمُ اْلَاعْلى مىكوفت، و آن همه فساد در ارض مىكرد. ممكن بود خداى تعالى او را به صاعقه غضب بسوزاند، ولى رحمت رحيميّه براى او دو پيغمبر بزرگ مىفرستد، و در عين حال سفارش او را مىفرمايد كه با او با كلام نرم ليّن گفتگو كنيد، باشد كه به ياد خدا افتد و از كردار خود و عاقبت امر بترسد. اين دستور امر به معروف و نهى از منكر است. اين كيفيت ارشاد مثل فرعون طاغوت است. اكنون تو نيز كه مىخواهى امر به معروف و نهى از منكر كنى و خلق خدا را ارشاد كنى، از اين آيات شريفه الهيّه، كه براى تذكّر و تعلّم فروفرستادهشده، متذكّر شو و تعلم گير- با قلب پر از محبّت و دل با عاطفه با بندگان خداوند ملاقات كن و خير آنها را از صميم قلب طالب شو. و چون قلب خود را رحمانى و رحيمى يافتى، به امر و نهى و ارشاد قيام كن تا دلهاى سخت را برق عاطفه قلبت نرم كند و آهن قلوب به موعظت آميخته با آتش محبتت ليّن گردد.
[٣٥٩] -« سالها در ميان مردم مدين ماندى آنگاه مطابق آنچه مقدر شده بود بيامدى اى موسى».( طه- ٤٠)
[٣٦٠] -« از سوى كوه طور آتشى ديد ... چون به آن نزديك شد از كنار وادى ايمن در بقعه مباركه از درخت او را ندا آمد: اى موسى همانا من اللّه پروردگار دو عالم هستم.»( قصص- ٢٩، ٣٠)