آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٧ - تتميم و نتيجه شرط حصول حقيقت استعاذه كه بدون آن استعاذه فقط لفظيه بوده نتيجه معكوس مىدهد
چنانچه يكى از آداب آن «توكّل» است، كه آن نيز از شعب ايمان و انوار حقيقى لطيفه ايمانيّه است. و آن واگذار نمودن امور است به حق، كه از ايمان قلب به توحيد فعلى حاصل شود. و تفصيل آن از نطاق اين اوراق خارج است.
و چون بنده سالك غير حق تعالى مفزع و پناهى نديد و تصرّف در امور را منحصر به ذات مقدّسش دانست، حالت انقطاع و الجاء و توكّل در قلب پيدا شود و استعاذه او حقيقت پيدا كند. و چون از روى حقيقت به حصن حصين ربوبيت و الوهيت پناه برد، ناچار او را پناه دهد با فضل واسع و رحمت كريمانه- انّه ذو فضل عظيم.
تتميم و نتيجه [شرط حصول حقيقت استعاذه كه بدون آن استعاذه فقط لفظيه بوده نتيجه معكوس مىدهد]
از مطالب فصل سابق معلوم شد كه حقيقت «استعاذه» عبارت است از حالت و كيفيّت نفسانيّهاى كه از علم كامل برهانى به مقام توحيد فعلى حق و ايمان به اين مقام حاصل شود، يعنى، پس از آن كه به طريق عقل منوّر با برهان متين حكمى و شواهد نقليّه مستفاده از نصوص قرآنيّه و اشارات و بدايع كتاب الهى و احاديث شريفه فهميد كه سلطنت ايجاديّه و استقلال در تأثير، بلكه اصل تأثير، منحصر است به ذات مقدس الهى و ديگر موجودات را شركت در آن نيست- چنانچه در محل خود مقرر است- بايد دل را از آن آگاه كند و با قلم عقل به لوح قلب حقيقت لا إله الّا اللّه و لا مؤثّر في الوجود الّا اللّه را بنويسد. و چون قلب به اين لطيفه ايمانيّه و حقيقت برهانيّه ايمان آورد، در آن حالت انقطاع و التجائى حاصل شود، و چون شيطان را قاطع طريق انسانيّت و دشمن قوى خود يافت، حالت اضطرارى حاصل شود كه اين حالت قلبى حقيقت استعاذه است. و چون زبان ترجمان قلب است، آن حالت قلبيّه را با كمال اضطرار و احتياج به زبان آورد و اعوذ باللّه من الشّيطان الرّجيم را از روى حقيقت گويد. و اگر در قلب از اين حقايق اثرى نباشد و شيطان متصرّف قلب و ساير مملكت وجوديّه او باشد، استعاذه نيز از روى تصرّف و تدبير شيطان