آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٤ - نقل و تحقيق توضيح راجع به متكلم بودن خداى تعالى و السنهاى كه او خود را بدان حمد و مدح مىكند
كامل امر طبيعى و موافق سنّت الهيّه است، پس، اين حيرت در جايى است كه «اخسّ» به سين باشد، چنانچه الآن براى تمام ماها اين بيهوشى و فنا متحقّق است، و چنان گوش و چشم ما در طبيعت منغمر و فانى است كه از غلغلههاى عالم غيب بىخبريم.
نقل و تحقيق [توضيح راجع به متكلم بودن خداى تعالى و السنهاى كه او خود را بدان حمد و مدح مىكند]
بدان كه علماء ادب و ظاهر گفتهاند كه «حمد» ثناى به لسان است به جميل اختيارى. و چون آنها غافل از جميع السنة هستند جز اين لسان لحمى، از اين جهت تسبيح و تحميد حق تعالى، بلكه مطلق كلام ذات مقدس، را حمل به يك نوع از مجاز مىكنند، و نيز كلام و تسبيح و تحميد موجودات را حمل به مجاز كنند. پس، در حق تعالى تكلّم را عبارت از ايجاد كلام، و در موجودات ديگر تسبيح و تحميد را ذاتى تكوينى دانند. اينها در حقيقت نطق را منحصر به نوع خود دانند و ذات مقدّس حقّ جلّ و علا و ديگر موجودات را غير ناطق بلكه- نعوذ باللّه- اخرس گمان كنند. و اين را تنزيه ذات مقدس گمان نمودند، با آن كه اين، تحديد بلكه تعطيل است و حق منزه از اين تنزيه است، چنانچه غالب تنزيهات عامّه تحديد و تشبيه است. ما پيش از اين ذكر نموديم كيفيّت وضع شدن الفاظ را از براى معانى عامّه مطلقه. و اكنون گوييم: ما اين قدر دربند آن نيستيم كه در اين حقايق الهيه صدق لغوى يا حقيقت لغويّه لازم آيد، بلكه صحّت اطلاق و حقيقت عقليّه ميزان در اين مباحث است، گرچه حقيقت لغويّه نيز به حسب بيان سابق ثابت شد. پس گوييم كه از براى لسان و تكلّم و كلام و كتابت و كتاب و حمد و مدح مراتبى است به حسب نشئات وجوديّه كه هر يك با نشئهاى از نشئات و مرتبهاى از مراتب وجود مناسب است، و چون حمد در هر مورد بر جميلى و مدح بر جمال و كمالى است، پس، چون حقّ جلّ و علا به حسب علم ذاتى خود در حضرت غيب هويّت جمال جميل خود را مشاهده فرموده به اتمّ مراتب علم و شهود، مبتهج بوده به ذات جميل خود به اشدّ مراتب ابتهاج، پس، تجلّى فرموده به