آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨ - فصل نهم در بيان احاديث راجع به حضور قلب
كن خداى تعالى را چنانچه گويا او را مىبينى، و اگر تو او را نمىبينى او تو را مىبيند.»[٥٩] از اين حديث شريف استفاده دو مرتبه از مراتب حضور قلب مىشود:
يكى، آنكه سالك مشاهد جمال جميل و مستغرق تجلّيات حضرت محبوب باشد به طورى كه جميع مسامع قلب از ديگر موجودات بسته شده و چشم بصيرت به جمال پاك ذى الجلال گشوده گرديده و جز او چيزى مشاهده نكند. بالجمله، مشغول حاضر باشد و از حضور و محضر نيز غافل باشد.
و مرتبه ديگر، كه نازلتر از اين مقام است، آن است كه خود را حاضر محضر ببيند و ادب حضور و محضر را ملحوظ دارد. جناب رسول اكرم فرمايد: «اگر مىتوانى از اهل مقام اوّل باشى عبادت خدا را آن طور بجا آور، و الّا از اين معنا غافل مباش كه تو در محضر ربوبيّتى.» و البته محضر حق را ادبى است كه غفلت از آن از مقام عبوديت دور است. و اشاره به اين فرموده است. در حديثى كه جناب أبو حمزه ثمالى رضى اللّه عنه نقل مىكند، مىگويد: «ديدم حضرت على بن الحسين سلام اللّه عليهما را كه نماز مىخواند. عباى آن حضرت از دوشش افتاد. آن را راست و تسويه نفرمود تا آن كه از نماز فارغ شد. سؤال كردم از سببش، فرمود: واى بر تو، آيا مىدانى در خدمت كى بودم؟»[٦٠] و نيز از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله منقول است كه «دو نفر از امّت من به نماز مىايستند در صورتى كه ركوع و سجودشان يكى است و حال آن كه ميان نماز آنها مثل ما بين زمين و آسمان است.»[٦١] و فرمودند: «آيا نمىترسد كسى كه صورت خود را در نماز بر مىگرداند صورت او چون روى حمار شود.»[٦٢]
[٥٩] - بحار الانوار، ج ٧٤، ص ٧٤،« كتاب الروضة»، باب ٤، حديث ٣. مكارم الاخلاق، ص ٤٥٩.
[٦٠] - وسائل الشيعة، ج ٤، ص ٦٨٨،« كتاب الصلاة»،« ابواب افعال الصلاة»، باب ٣، حديث ٦.
[٦١] - بحار الانوار، ج ٨١، ص ٢٤٩،« كتاب الصّلاة»، باب ١٦، حديث ٤١.
[٦٢] - مستدرك الوسائل،« كتاب الصلاة»،« ابواب افعال الصّلاة»، باب ٢، حديث ٢٠.