آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٨ - فصل ششم يكى از آداب مهمّه قرائت قرآن كه انسان را به نتايج بسيار و استفادات بىشمار نائل كند، «تطبيق» است
اللَّهُ وَجِلَتْ قُلوبُهُمْ وَ اذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ ايماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُون ...[٣٠٨] الخ. شخص سالك بايد اين اوصاف ثلاثه را ببيند با او منطبق است؟ آيا وقتى ذكر خدا مىشود، قلب او فرومىريزد و ترسناك مىشود؟ و وقتى آيات شريفه الهيّه بر او خوانده مىشود، نور ايمان در قلبش افزايش پيدا مىكند؟ و اعتماد و توكلش به حق تعالى است؟ يا در هر يك از مراتب راجل، و از هر يك از اين خواصّ محروم است. اگر بخواهد بفهمد كه از حق ترسناك است و قلبش از ترس خداوند فرومىريزد، به اعمال خود نظر كند. انسان ترسناك در محضر كبريائى جسارت به مقام مقدّسش نكند و در حضور حضرت حق هتك حرمات الهيّه ننمايد- اگر با آيات الهيّه ايمان قوى شود، نور ايمان به مملكت ظاهرش نيز سرايت كند. ممكن نيست قلب نورانى باشد، و زبان و كلام و چشم و نظر و گوش و استماع نورانى نباشد. بشر نورانى آن است كه تمام قواى ملكيه و ملكوتيّهاش نوربخش باشد، و علاوه بر آن كه خود او را هدايت به سعادت و طريق مستقيم كند، به ديگران نيز نور افشانى كند و آنها را به راه انسانيت هدايت كند، چنانچه اگر كسى به خداى تعالى توكل و اعتماد داشته باشد، قطع طمع از دست ديگران كند و بار احتياج و فقر خود را به درگاه غنىّ مطلق افكند، و ديگران را كه چون خود او فقيران و بينوايانند مشكلگشا نداند.
پس، وظيفه سالك إلى اللّه آن است كه خود را به قرآن شريف عرضه دارد، و چنانچه ميزان در تشخيص صحّت و عدم صحّت و اعتبار و لا اعتبار حديث آن است كه آن را به كتاب خدا عرضه دارند و آن چه مخالف آن باشد باطل و زخرف شمارند، ميزان در استقامت و اعوجاج و شقاوت و سعادت آن است كه در ميزان كتاب اللّه درست و مستقيم در آيد. و چنانچه خلق رسول اللّه قرآن است، خلق خود را با قرآن بايد متوافق كند تا با خلق ولى كامل نيز مطابق
[٣٠٨] -« مؤمنان كسانىاند كه چون نام خدا در ميان آيد دلهايشان بيمناك گردد و چون آيات خدا بر آنان تلاوت شود بر ايمانشان بيفزايد و بر پروردگارشان توكّل دارند.»( انفال- ٢)