آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٥ - فصل سوم در آداب قلبيّه سالك است هنگام توجّه به آب براى طهارت
دستور اوّل مربوط بود به معامله انسان سالك با قواى داخليّه و اعضاى خود، و دستور دوم، كه در اين فقره از حديث شريف است، مربوط است به معامله انسان با خلق خدا. و اين دستور جامعى است كه كيفيّت معاشرت سالك را با مخلوق بيان فرموده، و ضمنا از آن، حقيقت خلوت نيز استفاده شود. و آن، چنان است كه سالك إلى اللّه در عين حال كه با هر دسته از مردم معاشرت به معروف كند و حقوق خلقيّه را ردّ نمايد و با هر يك از مردم به طور مناسب حال او مراوده و معامله كند، از حقوق الهيّه نگذرد و معناى خود را كه عبارت از عبوديّت و توجّه به حقّ است از دست ندهد، و در عين حال كه در كثرت واقع است در خلوت باشد، و قلب او كه منزلگاه محبوب است خالى از اغيار و فارغ از هر نقش و نگار باشد. پس، دستور سوّمى را ذكر فرموده كه آن كيفيّت معامله سالك است با خداى تعالى، مىفرمايد:
بايد صفاى تو با خداى تعالى در همه طاعاتت مثل صفاى آب باشد در وقتى [كه] نازل نمود آن را از آسمان و ناميد آن را «طهور».
يعنى بايد سالك إلى اللّه خالص از تصرّف طبيعت باشد و كدورت و ظلمت آن را در قلب او راهى نباشد، و جميع عبادات او خالى از جميع شركهاى ظاهرى و باطنى باشد. و همانطور كه آب در وقت نزول از آسمان طاهر و پاكيزه است و دست تصرف قذارات به آن دراز نشده، قلب سالك، كه از سماء غيب ملكوت طاهر و پاكيزه نازل شده، نگذارد در تحت تصرّف شيطان و طبيعت واقع شده به قذارات آلوده گردد. و پس از اين دستور، آخرين دستور جامع را براى اهل رياضت و سلوك بيان فرمود، مىفرمايد:
پاكيزه كن دل خويشتن را به پرهيزگارى و يقين در وقت پاكيزه نمودن اعضاء خود را به آب.
و در اين، اشاره به دو مقام شامخ اهل معرفت است: يكى تقوا، كه كمال آن ترك غير حقّ است، و ديگرى يقين، كه كمال آن مشاهده حضور محبوب است.