آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٧ - فصل چهارم موانع و حجب استفاده از قرآن
آن باشد، يا از ظاهرش مصروف كنيم و يا به آن به نظر فهم نظر نكنيم. راجع به عقايد و معارف مثل بسيار است ولى من از تعداد آن خوددارى مىكنم، زيرا كه مىدانم اين حجاب با گفته مثل منى خرق نشود، ولى از باب نمونه به يكى از آنها اشاره مىكنم كه في الجملة سهلالمأخذتر است. اين همه آياتى كه راجع به لقاء اللّه و معرفة اللّه وارد شده و اين همه روايات كه در اين موضوع است و اين همه اشارات و كنايات و صراحات كه در ادعيه و مناجاتهاى ائمّه عليهم السلام موجود است، به مجرد اين عقيده، كه از اشخاص عامى در اين ميدان ناشى و منتشر شده، كه راه معرفة اللّه بكلى مسدود است، و باب معرفة اللّه و مشاهده جمال را به باب تفكّر در ذات، به آن وجه ممنوع بلكه ممتنع قياس نمودهاند، تأويل و توجيه كنند، و يا اصلا در اين ميدان وارد نشوند و خود را با معارف كه قرّة العين انبياء و اولياء است آشنا نكنند. خيلى مايه تأسّف است براى اهل اللّه كه يك باب از معرفت را كه مىتوان گفت غايت بعثت انبياء و منتهاى مطلوب اولياء است، به طورى به روى مردم مسدود كردهاند كه دم زدن از آن كفر محض و زندقه صرف است. اينها معارف انبياء و اولياء را با معارف عوام و زنها در خصوص ذات و اسماء و صفات حق مساوى مىدانند، بلكه گاهى از آنها بالاتر نيز بروز كند: مىگويند: فلان، يك عقايد عاميانه خوبى دارد، اى كاش ما به همان عقيده عاميانه بوديم. اين مطلب درست است زيرا كه اين بيچاره كه به اين كلام متفوّه مىشود خود عقايد عاميانه را از دست داده و ديگر معارف را، كه معارف خواصّ و اهل اللّه است، باطل مىشمرد. اين آرزو درست مثل آرزوى كفّار است كه در كريمه الهيّه نقل از آنها شده: وَ يَقولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنى كُنْتُ تُراباً.[٢٧٨] ما اگر بخواهيم آيات و اخبار لقاء اللّه را به تفصيل ذكر كنيم تا رسوايى اين عقيده فاسده كه از جهل و غرور شيطانى پيدا شده واضح شود، كتابى جداگانه لازم دارد، فضلا اگر بخواهيم معارفى را كه به واسطه اين حجاب
[٢٧٨] -« و كافر گويد كاش من خاك بودم.»( نبأ- ٤٠).