آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٢ - تنبيه عرفانى مراتب شهادت
بود، بلكه خدعه و نفاق خواهد بود، چنانچه در باب تكبير از حضرت صادق حديث شد.[١٨١] دوم، شهادت فعليّه است. و آن چنان است كه انسان به حسب عملهاى جوارحى شهادت دهد، مثلا، در طرز اعمال و جريان افعال خود حقيقت لا مؤثّر في الوجود الّا اللّه را داخل كند، و چنانچه لازمه شهادت قوليّهاش آن است كه كسى را مؤثّر نداند، نقشه اعمالش نيز چنان باشد، پس، دست احتياج خود را جز در محضر مقدس حق جلّ و علا دراز نكند و چشم اميد خود را به موجودى از موجودات باز ننمايد، و پيش بندگان ضعيف اظهار غنا و استغنا كند و از ضعف و ذلت و عجز كناره گيرد. و اين مطلب در احاديث شريفه بسيار است، چنانچه در روايت كافى شريف است كه «عزّ مؤمن استغناء اوست از مردم.»[١٨٢] و اظهار نعمت و غنى نمودن خود يكى از مستحبّات شرعيّه است و طلب حوائج از مردم از مكروهات است. بالجمله، انسان بايد لطيفه الهيّه لا مؤثّر في الوجود الّا اللّه را در مملكت ظاهر خود اجرا كند.
سوم، شهادت قلبيّه است. و آن سرچشمه شهادات افعاليّه و اقواليّه است، و تا آن نباشد، اينها صورت نگيرد و حقيقت پيدا نكند. و آن، چنان است كه توحيد فعلى حق در قلب تجلّى كند و قلب به سرّ باطنى خود دريابد حقيقت اين لطيفه را و از ديگر موجودات منقطع و منفصل شود. و عمده اخبارى كه از اهل بيت عصمت راجع به ترك طمع از دست مردم و يأس از بندگان و ثقه و اعتماد به خداى تبارك و تعالى وارد شده، راجع به اين مقام است.
عن الكافى باسناده عن على بن الحسين عليهما السلام، قال: رايت الخير كلّه قد اجتمع في قطع الطّمع عمّا في ايدى النّاس، و من لم يرج النّاس في شيء و ردّ امره إلى اللّه تعالى في جميع اموره، استجاب اللّه تعالى له في كلّ
[١٨١] - پاورقى ١٩٤.
[١٨٢] - اصول كافى، ج ٣، ص ٢١٨،« كتاب الايمان و الكفر»،« باب الاستغناء عن النّاس»، حديث ١.