آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٨ - ايقاظ ايمانى دو مرتبه ربوبيت حق تعالى ربوبيت تكوينى و ربوبيت تشريعى
«ملك» بر «مالك».[٤٠٨] و چيزهايى كه طرفين گفتهاند طورى نيست كه از آن اطمينانى حاصل شود.
آنچه به نظر نويسنده مىرسد آن است كه «مالك» راجح بلكه متعيّن است، زيرا كه اين سوره مباركه و سوره مباركه «توحيد» مثل ساير سور قرآنيّه نيست، بلكه اين دو سوره را چون مردم در نماز فرائض و نوافل مىخوانند، در هر عصرى از اعصار صدها مليون جمعيّت مسلمين از صدها مليون جمعيتهاى مسلمين شنيدهاند و آنها از صدها مليون سابقيها، همينطور به تسامع، اين دو سوره شريفه به همين طور كه مىخوانند بىيك حرف پس و پيش و كم و زياد از ائمّه هدى و پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ثابت است. و با اين كه اكثر قرّاء «ملك» خواندند و بسيارى از علماء ترجيح «مَلِك» دادهاند، معذلك اين امور در اين امر ثابت ضرورى و متواتر قطعى ضررى نرسانده و كسى از آنها متابعت ننموده. و با اين كه علماء تبعيّت هر يك از قرّاء را جائز مىدانند، هيچيك- الّا شاذى كه اعتناء به قول او نيست- در مقابل اين ضرورت، «ملك» در نمازهاى خود قرائت ننمودهاند. و اگر كسى هم «ملك» را قرائت كرده، من باب احتياط بوده و «مالك» را نيز گفته، چنانچه شيخ علّامه ما در علوم نقليّه، حاج شيخ عبد الكريم يزدى قدّس سرّه، به خواهش يكى از علماء اعلام معاصر «ملك» را نيز مىگفتند. ولى اين احتياط بسيار ضعيفى است، بلكه به عقيده نويسنده مقطوع الخلاف است.
و از اين بيان كه شد ضعف اين مطلب معلوم مىشود كه گفتهاند در خطّ كوفى «ملك» و «مالك» به هم اشتباه شده، زيرا كه اين ادّعا را شايد در سورى كه كثير التّداول در السنة نيست بتوان گفت- آن هم على اشكال- ولى در مثل چنين سورهاى كه ثبوت آن از روى تسامع و قرائت است- چنانچه پرواضح است- ادعائى بس بىمغز و گفتهاى بس بىاعتبار است.
و اين كلام كه ذكر شد در «كفوا» نيز جارى است، زيرا كه قرائت با «واو»
[٤٠٨] - مأخذ يافت نشد.