آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٠ - فصل اوّل طوايف اهل معرفت و اصحاب مراقبت
زنجيرهاى هوا و هوس و فرورفتگان در بحر مسجور ظلمانى عالم طبيعت كه نه بويى از محبّت و عشق به شامّه روحمان رسيده و نه لذّتى از عرفان و فضيلت را ذائقه قلبمان چشيده، نه اصحاب عرفان و عيانيم و نه ارباب ايمان و اطمينان. عبادات الهيّه را تكليف و كلفت دانيم و مناجات با قاضى الحاجات را سربار و تكلّف شماريم. جز دنيا، كه معلف حيوانات است، ركون به چيزى نداريم و جز به دار طبيعت، كه معتكف ظالمان است، تعلّقى نداريم.
چشم بصيرت قلبمان از جمال جميل كور و ذائقه روح از ذوق عرفان مهجور است.
بلى، سر حلقه اهل معرفت و خلاصه اصحاب محبّت و حقيقت ابيت عند ربّى يطعمنى و يسقينى[١٥٩] فرمايد. خدايا، اين چه بيتوته است كه در دار الخلوت انس محمّد (ص) را با تو بوده. و اين چه طعام و شراب است كه با دست خود اين موجود شريف را چشاندى و از همه عوالم وارهاندى. آن سرور را رسد كه فرمايد: لى مع اللّه وقت لا يسعه ملك مقرّب و لا نبىّ مرسل.[١٦٠] آيا اين وقت از اوقات عالم دنيا و آخرت است؟ يا وقت خلوتگاه «قاب قوسين» و طرح الكونين است؟ چهل روز موسى كليم صوم موسوى گرفت و به ميقات حق نايل شد و خدا فرمود: تَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ اربَعينَ لَيْلَةً.[١٦١] با اين وصف به ميقات محمّدى نرسد و با وقت احمدى تناسب پيدا نكند. به موسى عليه السلام در ميعادگاه فَاخْلَعْ نَعْلَيْك[١٦٢] خطاب رسيد، و آن را به «محبت اهل» تفسير كردند، و به رسول ختمى امر به حبّ على شد. در قلب از اين سرّ جذوهاى است كه دم از او نزنم، تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل.
[١٥٩] -« نزد پروردگارم شب را به صبح مىرسانم، او غذايم مىدهد و سيرابم مىكند.» وسائل الشيعة، ج ٧، ص ٣٨٨، با اندكى اختلاف. و صحيح بخارى، ج ٤،« كتاب التمنى»، ص ٢٥١. مولوى در مثنوى گويد:« چون« ابيت عند ربى» فاش شد-« يطعم و يسقى» پى اين آش شد».
[١٦٠] -« مرا با خدا وقتى است كه هيچ ملك مقرّب و هيچ پيامبر مرسلى را در آن راه نيست.» عوالى اللّئالى، ج ٤، ص ٧، حديث ٧. بحار الأنوار، ج ١٨، ص ٣٦٠.« كتاب تاريخ النبىّ»،« باب اثبات المعراج».
[١٦١] -« پس زمان وعده پروردگار او( موسى) چهل شب تمام گشت.»( اعراف- ١٤٢)
[١٦٢] - انّى انَا رَبُّك فاخْلعْ نعْليْك ...( طه- ١٢)