آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٢ - فصل سوم راه استفاده از قرآن
باز شود و ابواب معارف و حكم بر قلبت مفتوح گردد. و آن، آن است كه به كتاب شريف الهى نظر تعليم داشته باشى و آن را كتاب تعليم و افاده بدانى، و خود را موظف به تعلّم و استفاده بدانى. و مقصود ما از تعليم و تعلّم و افاده و استفاده آن نيست كه جهات ادبيّت و نحو و صرف را از آن تعليم بگيرى، يا حيث فصاحت و بلاغت و نكات بيانيّه و بديعيّه از آن فراگيرى، يا در قصص و حكايات آن به نظر تاريخى و اطّلاع بر امم سالفه بنگرى، هيچ يك از اينها داخل در مقاصد قرآن نيست و از منظور اصلى كتاب الهى به مراحلى دور است.
و اين كه استفاده ما از اين كتاب بزرگ بسيار كم است، براى همين است كه يا به آن نظر تعليم و تعلم نداريم- چنانچه غالبا اين طوريم- فقط قرائت قرآن مىكنيم براى ثواب و اجر، و لهذا جز به جهت تجويد آن اعتنائى نداريم. مىخواهيم قرآن را صحيح بخوانيم كه ثواب به ما عنايت شود، و در همين حد واقف مىشويم و به همين امر قناعت مىكنيم، و لهذا چهل سال قرآن شريف را مىخوانيم و به هيچ وجه از آن استفادهاى حاصل نشود جز اجر و ثواب قرائت. و يا اگر نظر تعليم و تعلّم داشته باشيم، با نكات بديعيّه و بيانيّه و وجوه اعجاز آن، و قدرى بالاتر، جهات تاريخى و سبب نزول آيات، و اوقات نزول، و مكّى و مدنى بودن آيات و سور، و اختلاف قرائات و اختلافات مفسرين از عامّه و خاصه، و ديگر امور عرضيّه خارج از مقصد كه خود آنها موجب احتجاب از قرآن و غفلت از ذكر الهى است، سر و كار داريم. بلكه مفسرين بزرگ ما نيز عمده همّ خود را صرف در يكى از اين جهات يا بيشتر كرده و باب تعليمات را به روى مردم مفتوح نكردهاند.
به عقيده نويسنده تا كنون تفسير براى كتاب خدا نوشته نشده. به طور كلّى معنى «تفسير» كتاب آن است كه شرح مقاصد آن كتاب را بنمايد، و نظر مهم به آن، بيان منظور صاحب كتاب باشد. اين كتاب شريف، كه به شهادت خداى تعالى كتاب هدايت و تعليم است و نور طريق سلوك انسانيّت است، بايد مفسّر در هر قصه از قصص آن، بلكه هر آيه از آيات آن، جهت