آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤١ - فصل پنجم در بيان اجمالى از تفسير سوره مباركه «حمد» و در آن شمهاى از آداب تحميد و قرائت است
تجلّى اسم جامع الهى، يعنى «اسم اعظم»، ظاهر دانند. بنابراين، «اسم»- كه به معنى نشانه و علامت است يا به معنى علوّ و ارتفاع است- عبارت از تجلّى فعلى انبساطى حق- كه آن را «فيض منبسط» و «اضافه اشراقيّه» گويند- مىباشد، زيرا كه به حسب اين مسلك تمام دار تحقّق، از عقول مجرّده گرفته تا اخيره مراتب وجود، تعيّنات اين فيض و تنزّلات اين لطيفه است. و در آيات شريفه الهيّه و احاديث كريمه اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام مؤيّد اين مسلك بسيار است، چنانچه در حديث شريف كافى فرمايد: «خداوند خلق فرمود «مشيّت» را بنفسها، پس خلق فرمود اشياء را به مشيّت».[٣٦٣] و از براى اين حديث شريف هر كس به حسب مسلك خود توجيهى نموده، و ظاهرتر از همه آن است كه مطابق مىشود با اين مسلك. و آن اين است كه مراد از «مشيّت» مشيّت فعليّه است كه عبارت از «فيض منبسط» است. و مراد از «اشياء» مراتب وجود است كه تعيّنات و تنزّلات اين لطيفه است. پس، معنى حديث چنين شود كه خداى تعالى مشيّت فعليّه را، كه ظلّ مشيّت ذاتيّه قديمه است، بنفسها و بىواسطه خلق فرموده، و ديگر موجودات عالم غيب و شهادت را به تبع آن خلق فرموده. و سيّد محقّق داماد قدّس سرّه با مقام تحقيق و تدقيقى كه دارد از اين حديث شريف توجيه عجيبى فرموده،[٣٦٤] چنانچه توجيه مرحوم فيض[٣٦٥] رحمه اللّه نيز بعيد از صواب است.
بالجمله، «اسم» عبارت است از نفس تجلّى فعلى كه به آن، همه دار تحقّق متحقّق است. و اطلاق «اسم» بر امور عينيّه در لسان خدا و رسول و اهل بيت عصمت عليهم السلام بسيار است، چنانچه «اسماء حسنى» را
[٣٦٣] - اصول كافى، ج ١، ص ١٤٩،« كتاب التوحيد»،« باب الارادة انها من صفات الفعل ...»، حديث ٤. بحار الانوار، ج ٤، ص ١٤٥.
[٣٦٤] - مرآة العقول، ج ٢، ص ١٩. و الوافى، ج ١، ص ١٠٠.
[٣٦٥] - الوافى، ج ١، ص ١٠٠،« ابواب معرفة صفاته سبحانه و اسمائه»،« باب صفات الفعل»، بيان حديث ٤.