آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٢ - فصل اوّل در معرفت مكان است
كه نزول او از نشئه غيبيّه و هبوط نفس از محلّ اعلاى ارفع به ارض سفلاى طبيعت و ردّ او به أسفل سافلين از احسن تقويم براى سلوك اختيارى إلى اللّه و عروج به معراج قرب و وصول به فناء اللّه و جناب ربوبيّت است، كه غايت خلقت و نهايت مقصد اهل اللّه است، مىباشد- رحم اللّه امرأ علم من اين و في اين و إلى اين.[١٤٧] سالك بايد بداند از دار كرامت اللّه آمده و در دار عبادت اللّه واقع است و به دار جزاء اللّه خواهد رفت. عارف گويد: من اللّه و في اللّه و إلى اللّه. پس، سالك بايد به خود بفهماند و به ذائقه روح بچشاند كه دار طبيعت مسجد عبادت حق است و او براى همين مقصد در اين نشئه آمده، چنانچه حق تعالى جلّت عظمته فرمايد: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الانْسَ الّا لِيَعْبُدون.[١٤٨] و چون دار طبيعت را مسجد عبادت يافت و خود را معتكف در آن دانست، بايد به آداب آن قيام و از غير تذكّر حق صائم شود، و از مسجد عبوديّت خارج نشود مگر به قدر حاجت، و چون قضاى حاجت شد، عود كند و با غير حق انس نگيرد و دلبستگى به غير پيدا نكند كه اينها خلاف آداب عكوف بباب اللّه است. و عارف باللّه را در اين مقام حالاتى است كه به نوشتن درست نيايد. و چون نويسنده خارج از فطرت انسانيّت و مستغرق در بحر مسجور ظلمانى طبيعت و عارى از حق و حقيقت از همه مقامات سالكان و عارفان عارى است، بهتر آن است كه بيش از اين خود را در محضر حق جلّت قدرته و خاصّان او مفتضح نكند و از اين مقام بگذرد، و شكواى نفس امّاره را به درگاه مقدّس ذى الجلال برد، شايد به لطف عميم و رحمت شامله دستگيرى از او شود و بقيه عمر جبران ما سبق گردد. رَبَّنا ظَلَمْنا انْفُسَنا وَ انْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكوُنَنَّ مِنَ الْخاسِرين.[١٤٩]
[١٤٧] - پاورقى ١٤٣.
[١٤٨] -« جنّ و انس را نيافريدم مگر براى آنكه مرا بپرستند.»( الذّاريات- ٥٦)
[١٤٩] -« پروردگارا، ما بر خود ستم روا داشتيم پس اگر ما را نبخشايى و بر ما رحم نكنى از زيانكاران خواهيم بود.»( أعراف- ٢٣)