آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٩٨ - فصل چهارم موانع و حجب استفاده از قرآن
غليظ شيطانى در پس پرده نسيان مانده، تا معلوم شود كه يكى از مراتب مهجوريّت از قرآن و مهجور گذاشتن قرآن، كه از همه شايد تأسّفش بيشتر است، اين است. چنانچه در كريمه شريفه فرمايد: وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ انَّ قَوْمى اتَّخَذُوا هذَا القُرآنَ مَهْجُوراً.[٢٧٩] مهجور گذاردن قرآن مراتب بسيار و منازل بىشمار دارد كه به عمده آن شايد ما متّصف باشيم. آيا اگر ما اين صحيفه الهيّه را مثلا جلدى پاكيزه و قيمتى نموديم و در وقت قرائت يا استخاره بوسيديم و به ديده نهاديم، آن را مهجور نگذاشتيم؟
آيا اگر غالب عمر خود را صرف در تجويد و جهات لغويّه و بيانيّه و بديعيّه آن كرديم، اين كتاب شريف را از مهجوريّت بيرون آورديم؟ آيا اگر قرائات مختلفه و امثال آن را فرا گرفتيم، از ننگ هجران از قرآن خلاصى پيدا كرديم؟
آيا اگر وجوه اعجاز قرآن و فنون محسّنات آن را تعلّم كرديم، از شكايت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم مستخلص شديم؟ هيهات! كه هيچ يك از اين امور مورد نظر قرآن و منزّل عظيم الشأن آن نيست. قرآن كتاب الهى است و در آن شئون الهيّت است، قرآن حبل متّصل بين خالق و مخلوق است و به وسيله تعليمات آن بايد رابطه معنويّه و ارتباط غيبى بين بندگان خدا و مربّى آنها پيدا شود، از قرآن بايد علوم الهيّه و معارف لدنّيّه حاصل شود. رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به حسب روايت كافى شريف فرموده: انّما العلم ثلاثة: آية محكمة، و فريضة عادلة، و سنّة قائمة.[٢٨٠] قرآن شريف حامل اين علوم است، اگر ما از قرآن اين علوم را فرا گرفتيم، آن را مهجور نگذاشتيم. اگر دعوتهاى قرآن را پذيرفتيم و از قصّههاى انبياء عليهم السلام كه مشحون از مواعظ و معارف و حكم است تعليمات گرفتيم، اگر ما از مواعظ خداى تعالى و مواعظ انبياء و حكماء كه در
[٢٧٩] -« و پيامبر گفت پروردگار من قوم من اين قرآن را متروك ساختند.»( فرقان- ٣٠)
[٢٨٠] -« همانا دانش سه گونه است: آيتى محكم، فريضهاى عادله، سنتى استوار.» اصول كافى، ج ١، ص ٣٧،« كتاب فضل العلم»،« باب صفة العلم و فضله»، حديث ١.