آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٠ - فصل چهارم موانع و حجب استفاده از قرآن
إلى غير ذلك از امورى كه از لوازم كلام استفاده شود كه مربوط به تفسير به هيچ وجه نيست. علاوه بر آن كه در تفسير به رأى نيز كلامى است، كه شايد آن غير مربوط به آيات معارف و علوم عقليّه كه موافق موازين برهانيّه است و آيات اخلاقيّه كه عقل را در آن مدخليّت است باشد، زيرا كه اين تفاسير مطابق با برهان متين عقلى يا اعتبارات واضحه عقليّه است، كه اگر ظاهرى بر خلاف آنها باشد لازم است آن را از آن ظاهر مصروف نمود. مثلا، در كريمه شريفه وَ جاءَ رَبُّكَ[٢٨٢] و الرَّحمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى[٢٨٣] كه فهم عرفى مخالف با برهان است، ردّ اين ظاهر و تفسير مطابق با برهان تفسير به رأى نيست و به هيچ وجه ممنوع نخواهد بود.
پس، محتمل است، بلكه مظنون است، كه تفسير به رأى راجع به آيات احكام باشد كه دست آراء و عقول از آن كوتاه است، و به صرف تعبّد و انقياد از خزّان وحى و مهابط ملائكة اللّه بايد اخذ كرد، چنانچه اكثر روايات شريفه در اين باب در مقابل فقهاء عامّه كه دين خدا را با عقول خود و مقايسات مىخواستند بفهمند وارد شده است. و اين كه در بعضى روايات شريفه است كه ليس شيء أبعد من عقول الرّجال من تفسير القرآن.[٢٨٤] و هم چنين روايت شريفه كه مىفرمايد: دين اللّه لا يصاب بالعقول،[٢٨٥] شهادت دهد بر اينكه مقصود از «دين اللّه» احكام تعبّديّه دين است، و الّا باب اثبات صانع و توحيد و تقديس و اثبات معاد و نبوّت، بلكه مطلق معارف، حقّ طلق عقول و از مختصّات آن است. و اگر در كلام بعضى محدثين عالىمقام وارد شده است كه در اثبات توحيد اعتماد بر دليل نقلى است، از غرائب امور بلكه از مصيباتى
[٢٨٢] -« و آمد پروردگارت ...»( فجر- ٢٢)
[٢٨٣] -«( خداى) رحمن بر عرش استيلا يافت.»( طه- ٥)
[٢٨٤] -« عقل دورترين چيز از تفسير قرآن است.» بحار الانوار، ج ٨٩، ص ٩٥،« كتاب القرآن»، باب ٨، حديث ٤٨. از تفسير عياشى، ج ١، ص ١٢.
[٢٨٥] -« دين خدا را با عقلها نتوان يافت.» بحار الانوار، ج ٢، ص ٣٠٣،« كتاب العلم»، حديث ٤١. از اكمال الدّين.