آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٧ - فصل ششم يكى از آداب مهمّه قرائت قرآن كه انسان را به نتايج بسيار و استفادات بىشمار نائل كند، «تطبيق» است
مرتبه عاليه از احصاء اسماء كه در روايت شريفه است: انّ للّه تسع و تسعين اسما، من احصاها، دخل الجنّة،[٣٠٣] تحقّق به حقيقت آنها است كه انسان را به جنّت اسمائى نائل كند.
انسان با ارتياضات قلبيّه مىتواند مظهر اسماء اللّه و آيت كبراى الهى شود، و وجود او وجود ربّانى، و متصرّف در مملكت او دست جمال و جلال الهى باشد. و در حديث قريب به اين معنى است كه «همانا روح مؤمن اتّصالش به خداى تعالى شديدتر است از اتّصال شعاع شمس به آن يا به نور آن.»[٣٠٤] و در حديث صحيح وارد است كه «بنده چون با نافله به من نزديك شد، او را دوست دارم، و چون دوست داشتم او را، من گوش او شوم كه با آن مىشنود و چشم او شوم كه با آن مىبيند و زبان او شوم كه با آن نطق مىكند و دست او شوم كه با آن اخذ مىكند.»[٣٠٥] و در حديث است كه علىّ عين اللّه و يد اللّه.[٣٠٦] إلى غير ذلك. و در حديث است كه نحن اسمائه الحسنى.[٣٠٧] و در اين خصوص شواهد عقليه و نقليه فراوان است.
بالجمله، كسى كه بخواهد از قرآن شريف حظّ وافر و بهره كافى بردارد، بايد هر يك از آيات شريفه را با حالات خود تطبيق كند تا استفاده كامله كند. مثلا، در آيه شريفه در سوره «انفال» فرمايد: انَّما المُؤْمِنُونَ الَّذينَ اذا ذُكِرَ
[٣٠٣] -« همانا خدا را نود و نه اسم است، هر كس آنها را ياد كند وارد بهشت مىشود.» بحار الانوار، ج ٤، ص ١٨٦ و ١٨٧.
[٣٠٤] - پاورقى ١٥٠.
[٣٠٥] - اصول كافى، ج ٤، ص ٥٣،« كتاب الايمان و الكفر»،« باب من اذى المسلمين و احتقرهم»، حديث ٧.
[٣٠٦] -« در يكى از خطب امير المؤمنين آمده است: و انا عين اللّه و لسانه الصادق و يده ... معانى الاخبار، ص ١٧، حديث ١٤. التوحيد، ص ٦٥، باب ٢٢، حديث ٢.
[٣٠٧] -« ماييم اسماء حسناى خدا.» اصول كافى، ج ١، ص ١٩٦،« كتاب التوحيد»،« باب النوادر»، حديث ٤.