آداب الصلاة - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦٢ - فصل دوم يكى از مهمّات آداب نيّت، كه از مهمّات جميع عبادات است و از دستورات كلّيّه شامله است، «اخلاص» است
نفس است، و غايت آن، خداى تعالى و رسول او است كه آن هم به حق برگردد، زيرا كه رسول بما هو رسول استقلال ندارد، بلكه آيت و مرآت و نماينده است، پس هجرت به او هجرت به حق است (حبّ خاصان خدا حبّ خدا است.)[٢٢٠] پس، محصّل معناى آيه شريفه، به حسب اين احتمال، آن است كه كسى كه به مهاجرت معنوى و سفر قلبى عرفانى از بيت نفس و منزل انانيّت خارج شد و مهاجرت إلى اللّه كرد بدون ديدن خود و نفسانيّت و حيثيّت خود، جزاى او با حق تعالى است. و اگر سالك در سلوك إلى اللّه يكى از حظوظ نفسانيّه را طالب باشد، و لو وصول به مقامات بلكه گرچه وصول به قرب حق كه براى رسيدن خود به قرب حق باشد، اين سلوك إلى اللّه نيست، بلكه سالك خارج از بيت نشده، بلكه مسافر در جوف بيت است از گوشهاى به گوشهاى و از زاويهاى به زاويهاى.
پس، سفر اگر در مراتب نفس شد و براى رسيدن به كمالات نفسانيّه، سفر إلى اللّه نيست بلكه من النّفس إلى النّفس است، ولى سالك را براى سفر الى اللّه اين سفر ناچار پيش آمد كند. و جز كمّل از اولياء عليهم السلام نتواند كسى سفر ربّانى بىسفر نفسانى كند، فقط اين شأن براى كمّل است، و شايد آيه شريفه سَلامٌ هِىَ حَتّى مَطْلَعِ الْفَجْر[٢٢١] اشاره به اين سلامت از تصرّفات شيطانى و نفسانى باشد در جميع مراتب سير در ليالى مظلمه طبيعت، كه براى كمّل ليلة القدر است تا طلوع فجر يوم القيمة، كه براى كمّل رؤيت جمال احديّت است و امّا غير آنها، در جميع مراتب سير به سلامت نيستند، بلكه در اوائل امر هيچ سالكى از تصرّفات شيطانيّه خارج نيست.
پس، معلوم شد كه اين مرتبه از اخلاص- كه سلامت از اول مرتبه سير الى اللّه تا آخر مراتب آن كه حصول موت حقيقى است بلكه تا پس از حيات
[٢٢٠] - مأخذ يافت نشد.
[٢٢١] -« اين شب سلامت و تهنيت است تا صبحدم.»( قدر- ٥)